شير على خان لودى
38
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
افتاد ، شنيد كه اين غزل را خراباتيان با چنگ و چغانه مىگفتند ، نزد شيخ آمده صورت حال بازنمود ، شيخ فرمود كه اگر آن ابيات ياد دارى بخوان ؛ آن شخص مىخواند ، بدين بيت رسيد : چو خود كردند رازِ خويشتن فاش * عراقى را چرا بدنام كردند شيخ فرمود كه كار او تمام شد ، برخاست و به در خلوت وى آمده ، گفت : اى عراقى مناجات در خرابات مىكنى ، بيرون آى . عراقى بيرون آمد و سر در قدم شيخ نهاد ، شيخ خرقه از تن مبارك خود كشيد و در وى پوشانيد ، و صبيّهء خود در عقد وى درآورد . باقى داستان وى طولانيست . فىالجمله در آخر عمر به شهر دمشق رسيد ، و فى شهور سنة ثمان [ و ثمانين ] و ستّمائه [ 688 ] رخت هستى به دار بقا كشيد و در پهلوى شيخ محيى الدّين بن العربى مدفون گرديد . گويند در وقت نزع ، اين رباعى بر زبان راند : در سابقه چون قرارِ عالم دادند * مانا كه نه بر مرادِ آدم دادند هر قاعده و قرار كآن روز افتاد * نى بيش به كس وعده و نى كم دادند ركن صاين - شاعرى مستعد بود ، قوّت طبع به مرتبهء كمال داشت . از قاضى [ زادگان ] 40 سمنان است و در زمان دولت طغا تيمور خان تربيت يافته و منصب بلند پيشنمازى به دو مفوّض بود ؛ ناگاه تقصيرى از او به وقوع آمد ، خان او را بند فرمود ، چند گاه بدان حال گرفتار ماند ، تا آنكه روزى با بند گران كه در پاى داشت ، به هزار تعب بر سر راه خان آمده اظهار عجز و نياز نمود ، خان فرمود بديهة حسب حال بگوى تا تو را ببخشم ؛ ركن صائن على الفور اين رباعى گفت ، خان فرمود كه بند از پاى وى بردارند و خلعت خاص و انعام لايق داد ، رباعى اين است : در خدمت شاه چون قوى شد رايم * گفتم كه ركاب را ز زر فرمايم آهن چو شنيد اين سخن از دستم * در تاب فتاد و حلقه زد در پايم [ امير خسرو دهلوى ] حرفسراى اعجاز فن و رنگآميز بهارستان سخن ، سرآمد ارباب دانشورى ، علّامهء عصر ، امير خسرو دهلوى - اصلش ترك است ، از اويماق هزارهء لاچين . ولادتش در سنهء إحدى و خمسين و ستّمائه [ 651 ] در پركنهء پتيالى ، مضاف به دارالخلافهء دهلى واقع شده . پدرش امير محمود ، در عهد محمّد تغلق شاه ، در هند درجهء امارت داشت ، و بعد از شهادت پدر ، همان منصب بر وى مقرّر ماند . وقتى كه در شكست خان مولتان ، پسر بزرگ سلطان ناصر الدّين الغ خان به دست مغول اسير گرديد و پس از [ مدّتى ] 41 رهايى يافته ، به دهلى آمد و به كلّى از خدمت مخلوق بريده ، نسبت ارادت با حضرت سلطان المشايخ نظام الدّين اوليا ، چنانچه مشهور است ، درست نموده و رياضات شاقّه اختيار كرد . گويند چهل سال صوم دهر