شير على خان لودى

9

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

گذاشت . مقدّمه - به‌طور ابناى روزگار ، سخن هشت پهلو دارد و به زعم اين جوياى رموز ، غير از يك جانب كه ميل به‌سوى راستى و درستى داشته باشد ، ندارد ، به حسب اختلاف طبايع چندين پهلوى ناهموار پيدا مىكند ، مانند يك [ نقطه ] 10 كه در وسط دايره باشد ، غير از آن ، هر قدر نقاط گذارند از دايرهء اعتدال خارج افتد و به كجى و راستى مايل ؛ پس بر هوشمند خبير واجب و لازم است كه در اين ورطهء هولناك و پالغز خرد ، مرتبهء وسط را كه به موجب حديث صحيح خير الامور أوسطها ثابت شده ، از دست ندهد و عقل را كه جوهر شريف و دولت خداداد است ، بر جادّهء سلامت و شاه‌راه استقامت داشته ، از تخيّلات واهيهء مفتريان و مقدّمات ناصحيح ارباب بطلان كه نفس امّاره بنا بر تن‌آسايى و خويشتن‌دارى به جلب آن بيشتر ميل كند و به مكر و عربده آن ترصيفات را عقايد راسخه فرانمايد ، احتراز واجب داند ، و قول حضرت شيخ سعدى اشاره به همين معنيست ، نظم : هان تا سپر نيفكنى از حملهء فصيح * كو را جز اين مبالغهء مستعار نيست دين ورز و معرفت كه سخندانِ سجع‌گوى * بر در سلاح دارد و كس در حصار نيست وقت گرامى را كه مفقود البدل است صرف ملاهى نمودن ، سرمهء چشم به گلو فرستادن است ، و عمر عزيز را كه معدوم العديل است وقف لاطائل كردن ، متاع بينايى به نقد كورى فروختن . بزرگى فرموده است : تا توانى بكوش ، پردهء پندار بر ديدهء دوربين مپوش ، نظم : سر شكسته نيست اين سر را مبند * چند روزى جهد كن باقى بخند قبلهء جان را چو پنهان كرده‌اند * هركسى رو جانبى آورده‌اند آنكه بيند او مسبِّب را عيان * كى نهد دل بر سببهاىِ جهان اين سببها بر نظرها پرده‌هاست * كه نه هر ديدار صُنعش را سزاست شيخ عبد اللّه بليانى - قدّس اللّه سرّه العزيز - فرموده : خداىدان باشيد و اگر خداىدان نه‌ايد ، خوددان مباشيد كه چون خوددان نباشيد ، خداىدان باشيد ؛ پس فرمود از اين بهتر بگويم ، خداىبين باشيد و اگر خداىبين نه‌ايد ، خودبين مباشيد كه چون خودبين نباشيد ، خداىبين باشيد ؛ پس فرمود از اين نيز بهتر بگويم ، خداى باشيد و اگر خداى نباشيد ، خود مباشيد كه چون خود نباشيد ، خداى باشيد ؛ از اينجاست كه مولوى نور الدّين عبد الرّحمن گفته : گر در دل تو گُل گذرد گل باشى * ور بلبل بىقرار ، بلبل باشى تو جزوى و حق كُل است اگر روزى چند * انديشهء كُل پيشه كنى كل باشى واسطى - رحمة اللّه عليه - گويد : إذا نظرت إلى نفسك فرقت و إذا نظرت إلى ربّك جمعت و إذا كنت قائما بغيرك فأنت فان بلا جمع و تفرقة . و ابو على دقّاق گفت : كلّ ما نسب إليك فهو تفرقة