شير على خان لودى
287
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
پى تاريخ طبع او رقم زد خامهء ساكت * اگر آرى جزا يا بى كه مرآة الخيالستى 186 ( 1324 ) بر صيرفيان جواهر زواهر سخن و ناظران اخبار و آثار ازمنهء كهن اين نكته ظاهر و باهر است كه مطالعهء اقوال فضلا و ادبا و اطّلاع بر احوال شعرا و ظرفا و دريافت غرائب و ادراك عجائب و فهم فنون و علوم ، زنگزداى قلوب از غموم و هموم و غذاى روح و موجب فتوح است ، لهذا بسى از بزرگان و دانشمندان هوشيار ، همّت در جمعآورى آنها نموده و درر آبدار به الماس طبع سوده ، در مجموعهها به رشتهء تحرير كشيدهاند ، از آن جمله كتاب مستطاب ، گلدستهء بهارستان كمال ، تذكرهء مرآة الخيال است كه در اين باب امير الامراء امير شيرعلى خان لودى در عهد سلطنت شاه جهان ، پادشاه هندى ، تأليف ساخته و از براى تفريح خاطر ارباب فضل و كمال به ترتيبش پرداخته ، و اين نسخهء دلگشا و مجموعهء روحافزا عزيز الوجود بلكه قريب به انعدام بود ، جناب محامد مآب داراى دين و ادب ، مقبول الحسب و النّسب ، اشرف التّجّار ، آقا محمّد جعفر صاحب تاجر شوشترى ، معروف به مولا ، همّت بزرگانه بر آن گماشتند كه اين نسخهء شريفه را به خطّ خوب و كاغذ مرغوب به زيور طبع درآوردند ؛ بناء عليه اين اقلّ احباب ، ميرزا محمّد خان ملكالكتّاب المخاطب بخان صاحب متابعت نموده ، شروع به طبع آن نمود ، و بهتر از همه آن ديد كه اين گلستان مسرّتانگيز و بوستان دلاويز كه رشك ارتنگ و خجلتبخش ارژنگ و غيرت روضهء ارم و زينت كتابخانهء ارباب همم است ، محلّى و مزيّن به الفاظ مدايح گرامى مهر سپهر جلالت و حقجويى و بدر منير ايالت ( ؟ ) و خوشخويى ، مرجع عرفاى زمان و [ ملجأ ] 187 فضلاى دوران ، سركار عظمتمدار ، مهاراجهء مدار المهامّ ، بهادر عين السّلطنه ، مشير خطّهء دكن نموده ، عذار عذراى اخلاص را گلگون و خود را در زمرهء دولتخواهان مقرون سازد تا ضمنا اين نامهء نامى ، حاضران را داستانى و غائبان را ارمغانى و آن حضرت گردون شوكت را در صفحهء عالم چون صيت بخشش ايشان يادگارى و نشانى باشد ، و الحمد للّه أوّلا و آخرا . أقلّ الأحباب ، ميرزا محمّد خان ملكالكتّاب المخاطب خان صاحب