شير على خان لودى
181
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
شمارند ، با گردش ادوار برنيايد . و همچنين تمثيلات بسيار در بىنهايتى ادوار ثبت نمودهاند ، سبحان اللّه ، زهى كهنگى عالم و زهى استقامت اين سراى فانى مستحكم : زين ششدرهء جهان بهجز نام كه يافت * ماهيّت اين جنبش و آرام كه يافت انديشه در اين طلسم سربسته خطاست * آغاز جهان كه ديد و انجام كه يافت بههرتقدير ، جماعت مسلمانان را كه تابع قرآن و پيرو نبىّ آخرالزّماناند ، واجب و لازم است كه عقيدهء راسخ بر اثبات قيامت كبرى داشته ، غبار شبهات و شكوك را پيرامون خاطر راه ندهند و علامات و حالات آن هنگام را مثل خروج دجّال و نزول عيسى روح اللّه ( ع ) بر پشتبام كعبه و برآمدن دابّة الارض و نفخ صور و پريدن جبال و پيچيدن سماوات و حشر اموات و بازپرس اعمال و جزاى كردار برحق شناسند ، و ليكن قيامت را به وقتى از اوقات معيّن نبايد ساخت ، چه قيام آن بازبسته به حكم حكيم على الاطلاق است ، حيث قال عزّ و جل : فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها ، يعنى در چه چيزى تو اى محمّد ( ص ) از ياد كردن آن قيامت ، بهسوى پروردگار توست منتهاى علم آن . در اسباب نزول آمده كه حضرت رسول ( ص ) مىخواست كه وقت رسيدن قيامت از جناب كبريا - جلّت عظمته - استفسار نمايد ، حق - سبحانه و تعالى - فرمود كه : تو از دانستن قيامت بر چه چيزى ؟ يعنى علم آن حقّ تو نيست ، زنهار تا نپرسى ، چه اطّلاع بر آن خاصّهء حضرت اوست ، و اللّه أعلم بحقيقة الحال و هو العزيز المتعال ، حافظ شيرازى - قدّس سرّه - فرمود : چيست اين سقف بلند سادهء بسيار نقش * زين معمّا هيچ دانا در جهان آگاه نيست و تتمّهء مبحث جن به طريق نقل نه بر سبيل اعتقاد ، آنكه فرقهء دهريّهء طبيعيّه و تمامى اطبّاى يونان كه تبعيّت حكماى مشّائين مىكنند ، وجود جن را منكر باشند ، و گويند كه چون اين عالم را عالم محسوسات گفتهاند ، پس بايد كه غير محسوس را در اينجا دخلى نباشد و صور و اشكال غير متعارفهء مهيب كه مردم را در شبهاى تار يا نصف النّهار در نظر آيد ، آن را صورت وهميّه شمارند ؛ از اينجاست كه گفتهاند واهمه خلّاق است ، و آسيب جن را عارضهء سوداوى نامند ، و گويند كه چون آدمى را ناگاه هول و هيبتى قوى روى دهد يا در عين گرمى ، سردى مفرط رسد ، آن حالت وقوع يابد ، چنانچه مثلا صاحب تب در حالتى كه عرق داشته باشد ، اگر در باد بنشيند ، مادّهء سوداوى بر وى غلبه كند و گفتگوهاى غير معتاد و قوّهء مفرط كه ده كس از نگاه داشت وى عاجز گردند و شمشير بر روى دوستان كشيدن و فحش گفتن و دشنام دادن آغاز نمايد ، و اين قسم حالات به معالجه دفع [ سودا ] 124 كند . و نقوش و عزائمى كه در دفع آسيب مقرّر است ، آن را نيز داخل معالجات سوداوى شناسند . و در انكار جن به مرتبهاى غلو نمايند كه وجود ابليس را هم منكر باشند و گويند كه چون انسان مظهر صفات متضادّه است ، صفت