شير على خان لودى

169

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

اصل دوم ، در بيان علم فراست كه آن را علم قيافه نيز گويند و آن عبارت است از يافتن اخلاق درون و صفات باطن انسان از اعضاى ظاهره و اشكال محسوسه تا اگر بر حال شخصى غور كنند ، از صورت او بدانند كه خوى نيك دارد يا بد ، و چه كار مناسب است . و اين علم نيز قديم است ؛ ابن عبّاس در تفسير آيهء إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ فرمود « متوسّمان » دانندگان علم فراستند ، چه متوسّم ، طالب سمه است ، يعنى چون نشان دريابد از آنجا استدلال كند . و گفته‌اند آيهء تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ اشاره بدين علم است . و بعضى مفسّران برآنند كه آنچه در حديث واقع شده كه اتّقوا فراسة المؤمن فإنّه ينظر بنور اللّه ، اين فراست نيز اشاره به علم قيافه است . و دليل بر شرف اين علم آن است كه انسان بالطّبع شهرنشين است ، و مراد از شهر موضعيست كه در آنجا مردم گرد آيند ، يا مساكن آنها از چوب و سنگ بود ، خواه از كرباس و پشمينه ، و لهذا گفته‌اند كه آدمى تنها زندگانى نتواند كرد ، از اختلاط و آميزش با جنس خود گزير ندارد ، و چون بنا بر حكمت غامضهء ايزدى ، شرّ و فتنه بر اكثر طبايع مستوليست و دفع شر بر اخيار و ابرار لازم ، پس اين علم كه متكفّل احوال باطن و اسرار كامن خلق است ، در ترك و اختيار مصاحب و معاون عظيم نافع بود . و دليل بر آنكه معرفت آدمى از اين علم حاصل شود ، آن است كه جماعتى كه اسب و استر و باز و چرغ و شاهين را رياضت و تعليم كنند ، چون از اين حيوانات يكى را مىبينند ، از مشاهدهء صورت و خلقت او حكم مىكنند كه خوى نيك دارد يا بد ، و زود رام گردد يا نه ، و تعليم و رياضت او تا چه حد خواهد رسيد . پس هرگاه اين معنى در بهائم مفيد باشد ، در آدمى به طريق اولى مفيد بود . ديگر آنكه حكما و بزرگان به مرور ايّام تجربه كرده‌اند و خلق نيك از شكل نيك جدا