شير على خان لودى
141
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
پالكى سوار با وى بود ، به هر شهرى كه مىرسيد ، حاكم آنجا هرچه از نقد و جنس در خانه داشت ، پيشكش مىنمودند [ كذا ] تا آنكه در شهر دهلى به ملازمت سلطان محمّد تغلقشاه رسيده به زور علم بر جميع موسيقىدانان پايتخت چيرهدستى نمود . سلطان از اين معنى رنجيده با خواجه خسرو دهلوى - عليه الرّحمة و الغفران - مشورت در ميان آورد . چنانچه مشهور است ، شبى خواجه را در زير تخت خود پنهان ساخت ، نايك كوپال سنكيت بخواند و خواجه از كمال فراست ، قانون آن را به خاطر داشته و تغيير الفاظ نموده ، قولهاى رنگين بر روى كار آورده . و آن را قول از اين سبب گويند كه در ابتداى آن يكى از اقوال مشايخ و غيره مثل « ألا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل . . . » درج نموده است . روز ديگر حضرت خواجه در مجلس سلطان چند قول به حضور نايك بخواند ، نايك متحيّر شد و گفت : اگرچه به يقين مىدانم كه اين دزد من است ، و ليكن به طريقى دزدى نموده كه مرا بر وى دست نيست . از آن هنگام قول شهرت يافت و نايك به قدرت كاملهء ايزدى معترف شده ، متوطّن گرديد ، و سلطان مالى فراوان به وى انعام فرمود . اين است شمّهاى از بيان موسيقى كه مؤلّف اوراق را بعد از صحبتهاى ثقات اين فن و مطالعهء كتب معلوم شده بود . امّا صورت صوت و آهنگ را به مدد قلم و مداد در عرصهء قرطاس جلوهگر ساختن ممكن نيست ؛ همانا كه اشكال اين علم از همين راه است كه بو على سينا گفته كه در جميع علوم خود را غالب يافتم و در اين علم مغلوب . و العلم عند مقلّب القلوب .