شير على خان لودى

128

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

خردم نمىپسندد حركات نامناسب * كه ز من به من خوش آيد بد و نيك را نشانى منم و شراب كهنه دل و روشنايى جان * همه‌شب به تازه‌رويى بدهيد دوستگانى دل‌وجان من فدايت دل‌وجان تو را چه گويم * كه صفاى سرّ سرّى و بقاى جان جانى به جمال طلعت تو كه به ماهتاب رويت * شده خلعت وجودم همه جامهء كتانى مَلِكا و كردگارا سر و پاى وحدتم دِه * كه ز يك‌تنى بپوشم به دوباره زندگانى اگر از ره تنزّل به تكثّر آرميدم * به وجود واحد خود كه به وحدتم رسانى به نياز هم‌نشينى كه تو هم‌نشين اويى * كه مرا ز من ربوده نفسى به خودنشانى نفسى به دل رسانم ز بلندصوتىِ خود * كه به ناله‌اى درآيم به خود از تهى ميانى به نواى بىزبانى أرِنى از آن سرايم * كه به گوش من خوش آيد نَغَماتِ لَن‌ترانى 99 اگرچه حضرت شاه نعمت اللّه سلسلهء عِلّيّهء قادريّه داشت ، و ليكن همواره مريدان را به ذكر خفى تلقين مىفرمود . حلقهء ذكر جهر كه در ابتدا شرط است ، كمتر اتّفاق مىافتاد و طالبان را در صورت آسانى و سهولت به مقصود مىرسانيد . تبصره - بدانكه افضل الذّكر « لا إله الّا اللّه » واقع شده ، امّا حصول اين ذكر به وجهى كه در باطن جاى گيرد و در [ خلأ ] و [ ملأ ] 100 انقطاع نپذيرد ، بىارتكاب رياضات و تصفيهء قلب ممكن نيست ، و چون برخى از طالبان صادق را به حسب اتّفاق موانع صورى و تعلّقات ضرورى سدّ راه رياضت بود ، بنا بر تن‌آسانى و راحت‌دوستى از آن سعادت محروم باشند . بعضى بزرگان به جهت اين جماعت شغلى آسان كه بىتعب و تكلّف حاصل آيد ، در تأليفات مذكور فرموده‌اند و راقم حروف به ارادهء تزيين كتاب با تعميم انتفاع ، سطرى چند از آن مىنگارد ، و من اللّه الاستعانة و المدد : در رسالهء مفتاح الجمال آورده كه ذكر جارى بر نفوس حيوانات از انفاس ضروريّهء ايشان است ، چه در وقت انبساط نفس ، لفظ « هو » كه اشارت به غيبت هويّت است ، گفته مىشود اگر خواهند ، و اگرنه ، پس مرد آگاه بايد كه در هنگام انجذاب نفس نيز اسم اللّه را تصوّر نمايد تا در هيچ نفس از ذكر فارغ نباشد و در حكم آيهء فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ داخل گردد ؛ و گفته‌اند كه اصل در اين هر دو اسم ، همين حرف « ها » ست ، چنانچه شيخ مؤيّد الدّين جنيدى - قدّس سرّه - در شرح فصوص الحكم آورده كه اصل در اسم اللّه ، حرف « ها » ست كه كنايت از ذات حرف و هويّت غير متعيّن است : اسم ذات اوّلًا همين « ها » بود * لام تعريف اختصاص افزود چون شد اشباع‌كرده فتحهء لام * به الف شد حروف اسم تمام