شير على خان لودى

121

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

رضا و رحمت و از مقتضيات اسم المضلّ كه ابليس و اتباع او مظاهر آثار آنند ، پناه برد به اسم الهادى كه انبياء - عليهم السّلام - و اتباع ايشان مطارح انوار آن باشند و باز هروقت به درجه‌اى مترقّى گردد كه لمعات تجلّيات ذاتى بر او افتاده ، نشانهء كلّ [ شىء ] 98 هالك ، حقّ اليقين وى شود ، استعاذه هم از ذات به ذات خواهد بود و به قرب فرائض ، كما قال اللّه تعالى على لسان عبده ظهور استعاذه در مظهر مستعيذ از او خواهد بود ، مصراع : هم خود الست گويد و هم خود بَلى كند . و حضرت خاتم الانبياء - عليه الوف التّحيّة و الثّناء - در استعاذه بر اين هر سه مرتبه اشاره فرموده است : در وقت تجلّى انوار توحيد افعال ، أعوذ بعفوك من عقابك ، و در زمان اشعّهء توحيد صفات ، أعوذ برضاك من سخطك ، و به هنگام ظهور عظمت ذات ، أعوذ بك منك ، و لمعهء اين نكتهء سيم جز در زبان وحدت‌نشان آن حضرت درخشان نشد ؛ چه هر مستعيذ از اعظم انبياء ، استعاذه از آنجا كرده‌اند كه بودند ، و حضرت ختمى منقبت « اعوذ » از آنجا گفت كه او بود ، مىگفتند پناه از تو به تو ، و به بركت متابعت كه مصحّح نسبت است بعضى از امجاد اين امّت را نيز همين حالت دست مىدهد ، چنانچه گويند روزى قدوة العرفاء ، شيخ قطب الدّين محمّد المرعشى - قدّس سرّه - توجّه به تلاوت قرآن فرمود و هنوز « أعوذ باللّه » تمام ناگفته ، برقى از سبحات وجد بر آن حضرت درخشيدن گرفت و آتش نيستى در متاع عقل و هوش افكند . بعد از مدّتى كه افاقت از آن حال دست داد ، اين بيت بر زبان مباركش جارى بود ، نظم : گفتم اعوذ و غير توام در نظر نبود * ديدم كه هم ز تو به تو مىآورم پناه رزقنا اللّه فهم كلمات المحقّقين و أعاذنا اللّه من شرّ شياطين الإنس و الجنّ أجمعين . تفصيل اين مقدّمات ، حواله به كتب متداولهء عربيست ، و اگر فارسىخوانان ارادهء دريافت آن داشته باشند ، رجوع به ديباچهء جواهر التّفسير نمايند كه مصنّفش - رحمه اللّه - به كنه اين مراتب رسيده ، و اكثر اين مقدّمات در آنجاست ، و اللّه أعلم بحقيقة الحال .