شير على خان لودى
115
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
توضيح در بيان معنى تفسير و تأويل ، و تفريق ميان اينها - بدان أيّدك اللّه تعالى و ايّانا بدرك الغوامض ، تفسير در لغت روشن كردن است و پيدا و هويدا ساختن ، و در اصطلاح ، عبارت است از كشف وجوه و شرح معانى قرآن و واضح گردانيدن اخبار و قصص آن و باز نمودن اسباب نزول آيات و سور و آنچه متعلّق باشد بدان . امّا تأويل در لغت بازگردانيدن است و به معنى راست كردن نيز آيد ، و به اصطلاح علما ، صرف سخن است از ظاهر به باطن و راست كردن آن به وجهى از وجوه معتبره . و بزرگان را در فرق ميان تفسير و تأويل سخن بسيار است ؛ بعضى مختلف به مجرّد عبارت و بعضى متغيّر به حسب معنى . و ايراد خلاصهء شطرى از آنها به موجب روايات بزرگان مناسب نمود ؛ امام ابو منصور ماتريدى - رحمة اللّه عليه - در تأويلات آورده كه تفسير ، اخبار است از كسى كه قرآن در شأن وى فرود آمده و از سببى كه نزول بدان سبب واقع گشته ، و اين علم جماعتيست كه مشاهدهء نزول اسباب آن فرموده باشند ، يعنى صحابهء كرام ، و در اين باب جز به نقل و روايت سخن نتوان گفت . امّا تأويل ، توضيح آن چيزيست از معانى كه قرآن [ آن ] را محتمل باشد ، و اين علم اهل فقه و كلام است ، پس تفسير از آن صحابه باشد و تأويل از آن فقهاء و متكلّمين ، و از اين كلام چنان مفهوم شد كه تفسير را همين وجهى واحد باشد ، و تأويل احتمال وجوه كثيره دارد . و در كتاب درّة التّاج مذكور است كه تأويل صرف كلام باشد از صورت و بازگردانيدن آن به معنى كه صورت بدان دال نبود ، چنانچه مثلا از ظاهر نفى ارادهء اثبات كنند ، مثل لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ ، يا از لفظى عام ، شخصى خاص طلبند ، چون قالَ لَهُمُ