شير على خان لودى

100

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

استدلال - آن است كه صفتى يا مقدّمه‌اى ايراد كند و آن را به برهان عقلى يا نقلى ثابت گرداند ، مثالش : به نام ايزد تو خود باغى و گر برهان كسى خواهد * قدّت سرو است و زلفت سنبل و رخ گل در اين گلشن ترصيع - آن است كه الفاظ را به دو قسم آورد و تمام الفاظ قسم دوم ، موافق قسم اوّل باشد ، هم در عدد حروف و هم در حركات و سكنات ، و در هر لفظ رعايت قرينه كند ، مثال : اى مصوّر ز تو كمال صفا * وى منوّر ز تو جمال وفا تجنيس - آن است كه لفظ در صورت موافق و در معنى مغاير بود ، و اين چند نوع است ؛ يكى بسيط مركّب تام كه در همهء اركان متّفق باشند ، مثال : تا همچو لبِ تو ديده‌ام مرجان را * خواهم كه كنم فداى تو مر جان را دوم مركّب تامّ مختلف كه در همهء اركان متّفق باشند جز حركت يا بعضى از حروف ، مثال : از فراقِ رخِ چو گُلزارت * عاشقِ خسته زير گِل زارت سيم تجنيس خط ، و آن‌چنان است كه دو لفظ در كتابت متّحد باشند و در تلفّظ مختلف ، و تمام اين بيت مشتمل بر اين صنعت است : كه بر احوال زار ما نگريست * كه بر احوال زار ما نگريست چهارم تجنيس مزدوج ، و آن چنان است كه كلمهء دوم جزء كلمهء اوّل باشد ، مثال : گشت روا حاجت و امّيد خلق * از در عاليش كه آباد باد پنجم تجنيس لفظى ، و آن‌چنان است كه متجانسين در تلفّظ متشابه باشند و در كتابت متباين ، مثال : اى هدهدِ صبا به سبا مىفرستمت * بنگر كه از كجا به كجا مىفرستمت تشبيه - انواع بسيار دارد و از آن جمله هفت قسم در اينجا مذكور مىگردد : اوّل تشبيه مطلق ، مثال : رُمح و حسام تو چو قلم بدسگال را * سينه همىشكافد و گردن همىزند دوم تشبيه مشروط ، مثال : اگر مورى سخن گويد و گر مويى روان دارد * من آن مورِ سخن‌گويم من آن مويم كه جان دارد سيم تشبيه بالعكس ، و دستورش چنان است كه چيزى را به چيزى مانند كنند در صفتى ،