الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
82
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
موسى الحسينى الموسوى ، نقيب سادات و پيشواى علم كلام و ادب و شعر بوده است . وى آثارى طبق مذاهب شيعه و مقالهاى در اصول دين و ديوان شعر مهمّى دارد . پس از معرفى سيّد اضافه كرده است : مردم دربارهء كتاب نهج البلاغة كه گفتارهاى على بن ابى طالب عليه السّلام در آن گردآورى شده است اختلاف كردهاند و ندانستهاند كه آيا آن كتاب گردآورى سيد مرتضى است يا جمعآورى شده به دست برادرش رضى مىباشد ؛ بعضى هم پنداشته كه كتاب مزبور مجموعهء كلام على عليه السّلام نمىباشد بلكه يكى از دو برادر كلمات مزبور را انشا كرده و به آن حضرت نسبت داده است . از حقيقت اين اختلاف خدا باخبر است « * » . و از آثار مرتضى ، كتابى است به نام الدرر و الغرر اين كتاب مشتمل بر مجالس چندى است كه آنها را سيد املا كرده و در فنون ادبى و نحو و لغت و امثال اينها مىباشد . از اين كتاب دانشورى و كمال اطلاع او از علوم ديگر به خوبى ظاهر مىگردد . و ابن بسّام اندلسى در اواخر كتاب ذخيره اظهار داشته است : اين بزرگوار پيشواى پيشوايان عراق و مرجع اختلاف و افتراق آن مردم بوده است و علماى آن سرزمين در گرفتارىها به وى پناهنده مىشدند و بزرگان آنجا از عطاياى او بهرهور مىگرديدند . صاحب مدرسهها و ياور درماندگان بود . ويژگيهاى او همه جا را فراگرفته و سفرهاى او نقل محافل بوده است و خدا هم از آثار و مآثر او خرسند است . آثار دينى و تصنيفات او كه مربوط به احكام مسلمانان بوده است ، بهترين گواهى است كه وى فرعى از اصول و بزرگى از اهل بيت رسول مىباشد . ابن كثير شامى در تاريخ خود نوشته است : شريف موسوى ملقب به مرتضى ذو المجدين بزرگتر از برادرش رضى ذو الحسبين و نقيب سادات بوده است و مرام امامى
--> ( * ) هرگاه چنين احتمال ناروائى درست باشد پيداست پايهء فصاحت و بلاغت يكى از دو برادر به اندازهاى بود كه با نداشتن مرتبه ولايت و امامت چنان سخنانى كه دون كلام خالق و فوق كلام مخلوق است ايراد نمايد و امام با داشتن ولايت كليه توانائى ايراد چنان سخنانى نداشته است . زهى انديشه انديشمندان بىكفايت و بدباطن - م .