الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

525

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

به اعتقاد من اين رباعى را كه مولانا لطف اللّه در « مراعات النظير » گفته ممتنع الجواب است . گل داد پرير درع فيروزه به باد * دى جوشن لعل لاله بر خاك افتاد داد آب چمن ، خنجر مينا امروز * ياقوت سنان آتش نيلوفر داد چهار روز و چهار سلاح چهار رنگ و چهار جوهر و چهار عنصر و چهار گل . گويند مولانا : سليمى را بدين رباعى امتحان كردند ، مدت يك سال درين تفكر كرد نتوانست كه جواب گويد . به عجز اعتراف نمود . اين رباعى ملمع از مولانا است : در مرو پرير ، لاله آتش انگيخت * نيلوفر دى به بلخ در آب گريخت در خاك نشابور گل امروز شگفت * فردا بهرى باد سمن خواهد بيخت و مولانا لطف اللّه را قصايد غرّا در منقبت نبى و ولى و ائمه معصومين عليهم السّلام است و اين قصيده در مذمت دنيا گويد : بنازد عقل و دين و دل به مهر سرور غالب * امير المؤمنين حيدر على بن ابى طالب و اين قصيده در مذمت دنيا گويد : حجاب ره آمد جهان و مدارش * زره تا نيندازدت بر مدارش تا آخر قصيده و مولانا پايان آن را به مدح حضرت مولا امير المؤمنين عليه السّلام خاتمه داده است « * » دولتشاه پس از اين گويد : ظهور مولانا لطف اللّه در زمان خاقان كبير صاحب قران و قطب دائرهء زمان امير تيمور گوركان انار اللّه برهانه بوده به مدح شاهزاده ايرانشاه بن امير تيمور گوركان انار اللّه برهانه قصائد غرّا دارد از آن جمله ، مطلع ترجيعى اين است : وقت سحر زنند چو مرغان به چنگ‌چنگ * بنما به روز كين به جوانان جنك جنك و در اين قصيده داد سخن داده و ميران شاه آن را رعايت كردى و زر دادى و

--> ( * ) دو بيت آخر آن قصيده كه در مدح حضرت مولا على ( ع ) سروده است چنين است : قبول خرد گر بدى ردّ نكردى * شه اوليا صاحب ذوالفقارش سلام خداوند دادار داور * برو باد و اولاد و آل و تبارش