الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
514
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
در روزگار نعمان بن منذر پادشاه عرب در كاخ خورنق مىزيسته است . آن كاخ را ، سنمّار ، بنّاى معروف ، براى او بنا كرده بود و حكايتى دارد و آن حكايت اين است « * » . . .
--> ( * ) در برهان قاطع مىنويسد : خورنق بر وزن فرزدق ، معرب خورنه است و آن عمارتى بوده بسيار عالى كه نعمان بن منذر جهت بهرام گور ساخته بود و عجمان يك قصر آن را خورنگه نام كردند يعنى جاى طعام خوردن ( مهمانخانه ) و ديگرى را كه سه گنبد متداخل بوده و عبادتگاه بود دير ناميدند ؛ چه آنكه به زبان پهلوى گنبد را دير مىگويند در قاموس مىنويسد : سنمّار به كسر سين و نون و ميم مشدد به چند معنا آمده است از جمله ماه و مردى كه شب را نخوابد و بهمعناى دزد هم به كار رفته است و نام بنّائى است كه كاخى براى نعمان بن امرؤ القيس بنا كرد و پس از آنكه كاخ به اتمام رسيد نعمان دستور داد وى را از بالاى كاخ به زير افكندند تا مانند آن كاخ براى ديگرى بنيان ننمايد و يا نام غلام احيحه است كه كاخ ( اطمه ) را براى او بنيان كرد و پس از آنكه ساختمان آن كاخ به پايان رسيد احيحه به وى گفت كاخ استوارى بنا كردى ؟ گفت آرى ليكن سنگى را در آن به كار بردهام كه اگر آن سنگ از آن محل بيرون آورده شود اين كاخ به كلى ويران خواهد شد نعمان محل آن سنگ را از وى جويا شده سنمار محلش را به وى نشان داد احيحه دستور داد وى را از روى كاخ به زير افكنده بلافاصله جان تسليم كرد مرگ او ضرب المثلى شد كه پاداش نيكى بدى است . مجمع الامثال ذيل اجزاء سنمار مىنويسد : سنمار از مردم روم بود كه خورنق را در پشت كوفه براى نعمان بن امرؤ القيس بنا كرد و او را از بالاى كاخ به زير افكند تا چنان كاخى براى ديگرى بنيان نكند و وجه دوم را هم بيان كرده است و از اين دو كتاب به دست مىآيد صاحب كاخ ، نعمان بن امرؤ القيس بوده است نه نعمان بن منذر زيرا نعمان بن منذر نزديك به روزگار رسول خدا و به امر انوشيروان به پادشاهى حيره رسيد و به دستور خسرو پرويز زير پاى فيلان انداخته شد و كشته شده است . خاقانى گفته است : از اسب پياده شو بر نطع زمين رخ نه * زير پى پيلش بين شهمات شده نعمان و نعمان بن امرؤ القيس جدوى بوده كه خورنق و سدير دو كاخ شكوهمند را بنيان نموده و او را رب الخورنق و السدير گويند . نام سنمار و ضرب المثل او در اشعار عربى آورده شده است از جمله : جز ابنوه ابا الغيلان عن كبر * و حسن فعل كما يجزى سنمار ديگرى گفته : جز انا بنو سعد بحسن فعالنا * جزاء سنمّار بما كان يفعل