الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

472

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

ميرزا مخدوم شريفى سنّى معاصر با شاه اسماعيل ثانى سنّى در كتاب نواقض الروافض آنجا كه به شمارش عادات ناپسند شيعه اماميه پرداخته است « عيد بابا شجاع الدّين » را از ناپسندترين عادات آنان برشمرده و اضافه كرده است : كاشانيها مىپندارند كه ابو لؤلؤ خليفه را كشته و به كاشان فرار كرده و در آنجا پنهان شده است و كاشانيها به مناسبت اين كه شيعه بودند وى را در پناه خود نگه‌دارى كردند و تا آخر عمر در آنجا زندگى مىكرده تا درگذشته و در بيرون شهر كاشان دفن شده است و او را به‌عنوان « بابا شجاع الدّين » مىخوانند و علت نام‌گذارى او را چنان وانمود كرده‌اند كسى كه دشمن اسلام را بكشد « شجاع الدّين » ناميده مىشود . « بابا » در واژهء پارسى به‌معناى والد عربى است و گاهى به كسى مىگويند كه كار ارزنده‌اى از او سر بزند . انصاف آن است كه بزرگان آن مردم با آن كه مىدانستند خليفه به دست وى به قتل نرسيده اين نسبت نادرست را به وى داده‌اند تا از اين راه پيشگامى خود را در « رفض » ثابت كرده و هرچه بيشتر در نزد سلطان غازى شاه اسماعيل ماضى صفوى تقرب پيدا كنند ؛ علاوه بر اين ، نظر ديگرى دارند و مىخواهند به مشتهيات نفسانى خود برسند ؛ چنان‌كه اين موضوع را در برگزارى عزادارى حسين عليه السّلام كه از سوى شيعيان منعقد مىشود تذكر خواهيم داد و مىگوئيم آنان اين‌گونه مجالس را براى مشتهيات نفسانى خود و امور ديگر بر پا مىدارند . تا آنجا كه مىنويسد : كاشان شهرى است از عراق عجم و واقع ميان قم و اصفهان ، معمول كاشانيها آن است كه روز بيست و ششم ذيحجه « 1 » كه مصادف با قتل خليفه است در محلى اجتماع مىكنند و از خمير ، شكل انسانى ترتيب مىدهند و شكم آن را پر از شيره قرمزرنگ مىكنند و آن را به نام « وى » مىخوانند ، اطراف آن را مىگيرند و با شدت هرچه تمام‌تر از اين سو به آن‌سو مىكشانند و نى و دف و ديگر آلات لهو مىنوازند و فرياد مىكنند و هلهله مىكشند و با فرياد بلند به نكوهش آن مىپردازند و اين كار را از بامداد تا شب ادامه مىدهند نزديك غروب آفتاب كه مىخواهند به خانه‌هاشان بازگردند يكى از آنها با كارد يا خنجرى كه در دست دارد به شكم آن شكل خميرى مىزند

--> ( 1 ) - معروف روز نهم ربيع الاول است چنان‌كه ذكر خواهد شد - م .