الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

416

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

سيد ميرزا فخر الدّين مشهدى خراسانى فاضلى دانشمند و حكيم‌مسلك و از معاصران است . علوم عقلى و امثال آن را از ملا شمس الدّين محمد گيلانى مشهور كه از فرزانگان بنام بوده فراگرفته است و علوم نقلى را از ملا قاضى سلطان محمود شيرازى مشهدى كه در مشهد مقدس رضوى مىزيسته و در پايان زندگى به داورى اشتغال داشته استفاده كرده است . اين سيد در همين اوقات و تقريبا سال 1097 ه . ق وفات يافته است . آن‌گاه كه شيخ على نواده شيخ زين الدّين عاملى ( شهيد ثانى ) به عتبه عليّه حضرت رضا عليه السّلام مشرف گرديد ، سيد ميرزا به ملاقات وى رفت و از وى استجازه كرد . به وى اجازه داد و من آن اجازه را كه به خط شيخ على ( ره ) بود ديده‌ام . سيّد ، كتابهاى بسيار خوب و تصحيح‌شده و قديمى كه همه آنها به خط مؤلفين آن بود در اختيار داشت . اين كتابها از كتب مورد اعتماد و محل استفاده ديگران بود و برخى از آنها هم در دست ديگران نبوده و من بسيارى از آنها را در نزد خود او ديده‌ام . سيد ميرزا فرزندانى فاضل و باشخصيت داشت . از جمله آنها سيد ميرزا معزّ الدّين محمد است . كه طبعى وقاد و ذهنى نقّاد داشت و از شعور و فهم و زيركى و متانت برخوردار بود . بلكه آيتى در ذكاوت بود . بر خلاف انتظار ملاقات او دست نداد زيرا در اوائل حالش به اصفهان آمد و من آن اوقات ، روزگار خردسالى را طى مىكردم و او در آن زمان در حضور استاد محقق آقا حسين خوانسارى ( ره ) به فراگيرى حواشى قديمه و امثال آن از كتابهاى عقلى مىپرداخت پس از آن به شهرهاى هند رفت و همان‌جا تا هنگامى كه درگذشت اقامت داشت . او با همهء موقعيتهاى علمى كه داشت ، مورد بىمهرى پدر و عاق او قرار گرفته بود تا حدى كه هيچ‌يك از فرزندانش به اندازه او مورد كينه‌توزى و بىمهرى پدرش نبود . شنيدم پدر وى در اواخر عمرش نسبت به وى انقلاب حال پيدا كرد و او را مورد عطوفت و مهربانى خويش قرار داد و او هم متقابلا پاره‌اى از تحفه‌ها و كتابها را از هند به مشهد مقدس براى او گسيل نمود و از وى درخواست كرد تا از كردهء ناپسند وى درگذرد و گويند ، سيد ميرزا هم از وى درگذشت .