الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

407

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

در جاى ديگر گويد : مردى از مردم قوهستان ( قوسان - الحجة ) گفته است در سال 599 ه . ق با ابو المجد واعظ در واسط ملاقات و او به سند خود از مأمون روايت كرد « * » . در جاى ديگر گويد : خبر داد به من شيخ حافظ ابو الفرج عبد الرحمن بن محمد بن جوزى محدث بغدادى كه خود ابو طالب را كافر مىدانست و معتقد به كفر او بود در واسط عراق در سال 591 ه . ق به سند خود از واقدى . در جاى ديگر گويد : خبر داد به من شيخ ما عميد الرؤساء بن ايوب لغوى گفت : سيد عبد الحميد بن تقى حسينى نسّابه در كتاب كهنى از نسخه‌هاى كامل مبرد به من نشان داد . . . در جاى ديگر گفت : خبر دادند به من مشايخم ابو عبد اللّه محمد بن ادريس و ابو الفضل شاذان بن جبرئيل و ابو العزّ محمد بن على بن عقريقى رضوان اللّه عليهم اجمعين به سند خودشان كه منتهى به شيخ مفيد مىشود . . . در جاى ديگر گويد : پدرم معد بن فخار بن احمد علوى موسوى ( رض ) « * * » خبر

--> - عموى رسول خدا ( ص ) مىخواهم ابيات شما را كه روايت مىكنم به عرض شما برسانم . ابيات را خواندم تا به شعر بالا رسيدم ابو طالب فرمود : الى الصابر الصادق المتقى گفته‌ام نه الى الصائن از خواب بيدار شدم و در نسخه‌اى كه ابيات را يادداشت كرده بودم نوشتم ابو طالب كه در حضور رسول خدا ( ص ) شرفياب بود فرمود : الى الصابر الصادق المتقى - م . ( * ) سيد در الحجة ، ص 54 مىنويسد : مأمون اظهار داشته است به خدا سوگند ابو طالب با اين بيت شعر كه ذيلا آورده مىشود و سرودهء خود او است به پيغمبر اكرم ( ص ) ايمان آورده است . نصرنا الرسول رسول المليك * ببيت تلا لا كلمع البروق و در پاورقى همان صفحه مىنويسد : همين روايت را ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة ، ج 3 ، ص 314 ايراد كرده است . در همان صفحه به جاى قوهستان كه در بالا آمده قوسان ضبط شده است - م . ( * * ) شهيد ثانى در شرح دراية الحديث خويش در بخش اجازه‌ى از تحمل حديث از شيخ جمال الدّين احمد بن صالح سبتى ( رضى اللّه عنه ) روايت كرده : سيد فخار موسوى آنگاه كه همراه پدرش به سفر حج مىرفت اظهار داشته : در راه پدر من مرا در برابر سيد قرار داد به خاطر دارم خطاب به من -