الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
404
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
محمد صوفى بن يحيى بن عبد اللّه بن عمر بن امير المؤمنين عليه السّلام و همين شريف ابو على ، معروف به موضح بود و محدثى ثقه و جمّاع احاديث بوده و او را ابن اللبن مىگفته و از مردم كوفه و بنام است . و ابو على موضح يادشده گفته است : خبر داد به ما ابو القاسم حسن سكونى از احمد بن محمد بن سعيد از زبير بن به كار . . . و باز ابو على يادشده گفته است : خبر داد به من ابو الحسن محمد بن حسن علوى حسينى از عبد العزيز بن يحيى جلودى از احمد بن محمد عطّار تا « * » . . . و گفته است : شيخ ابو جعفر محمد بن على بن بابويه روايت كرده تا . . . در جاى ديگر گفته است : خبر داد به من ابو الفرج عبد الرحمن جوزى واعظ به سند خود « * * » . مؤلف گويد : ابو الفرج جوزى از علماى عامه و حنبلىمذهب بوده است . در جاى ديگر گفته است : خبر داد به من سيّد صالح نقيب ابو منصور حسن بن معيه علوى حسنى ( رض ) از شيخ فقيه ابو محمد عبد اللّه بن جعفر بن محمد دوريستى ( ره ) از جدش ، از جدش ، از پدرش ، از شيخ صدوق ، از پدرش . . .
--> ( * ) در ذيل همان سند مىنويسد : ابو على موضح گفته حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام سه شعر زير را در سوگ پدرش فرموده است : ابا طالب عصمة المستجير * و غيث المحول و نور الظلم لقد هدّ فقدك اهل الحفاظ * فصلّى عليك ولى النعم و لقاك ربك رضوانه * فقد كنت للمصطفى خير عم سيد مرقوم فرموده : هرگاه ابو طالب كافر بود حضرت مولى براى او سوگوارى نمىكرد و از خدا درخواست نمىنمود تا او را در رضوان خود جاى بدهد بلكه از وى بيزارى مىجست . چنانچه ابراهيم از عمويش كه كافر بود تبرى داشت چنانچه قرآن خبر داده است فلما تبين انه عدو للّه تبرّء منه آنگاه كه دشمنى او نسبت به خدا ثابت شد ابراهيم از وى بيزار گرديد - م . ( * * ) سيد در الحجة ، ص 67 مىنويسد : ابو الفرج ، ابو طالب را كافر مىدانست و به اين معنى معتقد بود و من در واسط عراق در سال 591 ه . ق به توسط او از واقدى روايت مىكنم - م .