الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
397
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
تأليف نمايد و هرگاه بگوئيم اين كتاب از تأليفات جد اوست بازهم خالى از اشكال نخواهد بود مگر اينكه بگوئيم اين كتاب را ، سيد مترجم براى تقيه نگاشته است ؛ زيرا سيد در روزگار عباسىها مىزيسته و هنوز سلسلهء آنها ، منقطع نگرديده و در روزگار خواجه نصير طوسى رشتهء خلافت آنها از يكديگر گسيخته شده است . و به همين مناسبت اظهار داشتهايم كه سيد مترجم كتاب مزبور را بهعنوان تقيه يا به جهت صحيح و شرعى ديگر تأليف كرده باشد ؛ چنانكه محقق طوسى كتاب اخلاق ناصرى را به همين مناسبت تأليف نموده و با توجه به اين احتمال انتساب كتاب مزبور به وى يا به جدش بلا اشكال مىباشد . گروه ديگرى از علما از قبيل فرزندش سيد عبد الحميد كه استاد سيد عبد الكريم بن طاوس مؤلف فرحة الغرى است از وى روايت كردهاند . از يكى از مواضع كتاب فرائد السمطين حموينى استفاده مىشود كه او از سيد جلال الدّين عبد الحميد از پدرش سيد فخار بن معد مترجم حاضر از شيخ عالم محدث ابو القاسم ، على بن منصور خازن حائرى ، به املائى كه داشته از شيخ حافظ ابو القاسم ، ذاكر بن كامل خفاف در سال 582 ه . ق در بغداد از شيخ ابو سعيد احمد بن عبد الجبار بن احمد صيرفى از قاضى ابو القاسم على بن محسّن تنوخى از شيخ ابو عبد اللّه محمد بن عمران مرزبانى روايت مىكرده است و ظاهرا همگى نامبردگان در اين سند ، از اعلام شيعهاند . و در سندى آمده است كه ذاكر بن كامل يادشده از ابو عبد اللّه حسين بن عبد الملك بن حسين حلّال از شيخ زكى ابو احمد حمزة بن فضالة بن محمد هروى در هرات از شيخ ابو اسحاق ابراهيم بن محمد بن عبد اللّه بن داود بن على بن عبد اللّه رازى بخارى در شهر بخارا در سال 97 ه . ق [ . . . ] در خانه او و در ماه صفر از ابو الحسن على بن محمد بن مهرويه روايت داشته است . در يكى از مجموعههاى بعضى از مشايخ خويش پارهاى از اخبار را به نقل از خط سيد مترجم نقل كرده و نسب او را در آن مجموعه چنين ايراد نموده است : سيد فقيه نسّابه اديب شمس الدّين ابو على فخار بن معدّ بن فخار بن احمد بن محمد بن محمد بن