الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
383
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
[ « حرف غين » ] غ امير فاضل غازى بن احمد بن ابى منصور سامانى شيخ منتجب الدّين در فهرست گويد : غازى پارسائى پرهيزكار و فقيه بود . تأليفاتى دارد از قبيل كتاب النور . كتاب المفاتيح ؛ كتاب النيات . مراتب علمى را از شيخ ابو جعفر طوسى فراگرفت و در كوفه درگذشت . مؤلف گويد : ممكن است سامانى منسوب به همان كسى باشد كه پادشاهان سامانى به وى نسبت دارند ؛ بلكه مترجم از فرزندان همين پادشاهان است « * » .
--> ( * ) سامان يا سامان خدات جدّ پادشاهان سامانى است كه از نجباى بلخ بوده و آئين زردشتى داشته و به دست اسد بن عبد اللّه حاكم خراسان ، اسلام پذيرفته است . تاريخ بخارا ، ص 81 مىنويسد : سامان از بلخ گريخت و به مرو آمده مورد اكرام اسد بن عبد اللّه قرار گرفت و ايمان آورد و اسد دشمنان او را مقهور ساخت و بلخ را كه از وى گرفته بودند به وى بازپس داد و او را بدان سبب سامان خدات گفتند كه دهى بنا كرد و آن را سامان ناميد و به اين نام معروف شد و چنانچه نوشتيم خدات بهمعناى خداوند و صاحب است سامان ، علاقهء خاصى به اسد بن عبد اللّه داشت تا جايى كه نخستين فرزندش را اسد نام گذارد . و در صفحه 263 همان كتاب مىنويسد : سامان دهقانى بود كه در شهر سامان نزديك به ترمذ مىزيست و پس از آنكه اسلام آورد اقبال به وى رو كرد و اولادش پس از شكست صفاريان به مقامات عاليه از سلطنت و امارت رسيدند سامان از دودمان بهرام چوبينه بود و نسبش به اين واسطه به وى منتهى مىشود . سامان بن حيثمان بن طيغان بن نوشروان بن بهرام چوبينه در لب التواريخ ، ص 137 مىنويسد : -