الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
37
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
گويند : پس از آنكه سيد مرتضى كتاب تنزيه الانبياء را در ردّ كتاب تخطئة الانبياء ابو حامد غزالى شافعى ، عالم بنام نوشته است ، سيد مرتضى از جانب حضرت بقية اللّه به اين لقب خوانده شد و در واقع لقب علمالهدايى صلهء همان كتاب بوده كه حضرت بقية اللّه به وى مرحمت داشته است كه اين موضوع به چند علت سهو و غلط است : يكى آنكه طبقهء غزالى پس از سيد مرتضى است و اين معنى را از سال تولد و وفات هر دو به خوبى مىتوان دريافت . چه آنكه تولد غزالى سال 450 هجرى بوده است كه هفده يا هيجده سال پس از رحلت سيد مرتضى اتفاق افتاده است . ما از اين موضوع در شرح حال غزالى بطور تفصيل سخن خواهيم گفت و مىتوان گفت آنچه زبانزد همگان است اين است كه غزالى در اواخر زندگيش به مذهب تشيع گراييد ، و اين گرايش از بركت ملاقات او با سيد مرتضى در سفر مكه معظمه ، بوده است كه اين موضوع كاملا بىاساس و غير قابل توجه است . غزالى معاصر با سيد مرتضى ثانى است كه فرزند سيد رضى و برادرزادهء سيد مرتضى است و به زودى در شرح حال غزالى از چگونگى آن اطلاع حاصل خواهد شد و تحقيقات لازم را در آنجا ارائه خواهيم داد . در شرح حال شيخ ابو الفرج مظفر بن على بن حسين حمدانى متذكر خواهيم شد كه وى يكى از سفراى ناحيه مقدسه بوده است و در مجلس درس سيد مرتضى و شيخ طوسى حضور مىيافته ليكن كتابى را بر آنها قرائت نكرده است ؛ هرچند كه مراتب علمى را از شيخ مفيد فراگرفته بوده . هرگاه اين موضوع صحت داشته باشد ممكن است صدور توقيعى كه پيش از اين اشاره شد ، اتفاق افتاده باشد و مؤيد آن اظهار نظر برخى از فضلاست كه به خط خود مرقوم داشتهاند . شيخ مفيد و سيد مرتضى يكى از سفراى ناحيهء مقدسه را دريافتهاند و ممكن است مراد از سفير ناحيهء مقدسه ابو الفرج حمدانى باشد كه نام برده شده است . از آنچه بيان شد ، وجه شهرت او به علم الهدى معلوم مىگردد . ليكن شهيد اول در كتاب اربعين در ضمن سند حديث اظهار مىدارد : در يكى از مواضع ، از سيد عالم صفى الدّين محمد بن محمد بن معد موسوى در كاظمين نقل شده است كه علت شهرت سيد مرتضى به علم الهدى اين بوده است كه در سال 420 هجرى ، وزير ابو سعيد محمد بن حسين بن عبد الرحيم بيمار شد . حضرت مولى على عليه السّلام را