الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
308
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
- پروردگارا ، كار شايستهاى نكردهام كه به آن وسيله رستگارى جهان ديگر را براى خود به وجود آورده باشم . - تنها اميدم دوستى و ولايت خاندان پيمبر اكرم تست كه از بازماندگان معصوم ، هاشم بن عبد مناف مىباشند . از اوست : يا من تحار البرايا * فى وصف عزّ جلاله حرّم على النار وجهى * بالمصطفى و بآله - اى خدايى كه موجودات در توصيف عزت و جلالت تو سرگردانند . - به حقيقت محمد مصطفى و خاندان طاهرينش آتش دوزخ را بر من حرام كن . از اوست ، چكامهاى كه در سوگ شيخ حسن ( صاحب معالم ) و سيد محمد ( صاحب مدارك ) سروده است : أسفا لفقد ائمة لفواتهم * أيدى الفضائل و العلى جذاء هم غرّة كانت لجبهة دهرنا * ميمونة وضّاحة غرّاء ان عدّ ذو فضل و علم زاخر * فهم لعمرى القادة العلماء أو عدّ ذو كرم و فضل شامخ * فهم لعمرى السادة الكرماء حبران ما لهما ، و حقك ، ثالث * فاعلم بأنّ الثالث العنقاء بحران ماؤهما فرات سائغ * عذب و فيه رقة و صفاء - در فقدان پيشوايانى اندوهناكم كه در نبود آنها دستهاى فضيلتهاى عالىمقامى قطع گرديد . - آنان سپيدى پيشانى روزگار ما بودند و وجودشان مايهء ايمنى و بركت بود . - و همگان از نور وجود آنها بهرهمند مىشدند . هرگاه قرار شود كه صاحبان فضيلت و علم را بهشماره آورند . - آنان پيشوايان دانشمندانند و هرگاه مقرر شود مردم كريم را بشمارند ، به جان خودم سوگند آنان ، رهبران كريمانند . - دو تن دانشمندى بودند كه سومى نداشتند و سوم آنها ، عنقا است ( كه معروف