الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
279
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
جاى او تعيين نمودند و ازآنپس هركس نزد او مىآمد و از وى تقاضاى تدريس مىنمود مىگفت : اكنون خانهام كرايهاى و نانم خريدنى و شما هم با تماس گرفتن با من ، خود را به رنج گرفتار نكنيد و از كسى بهرهگيرى نمائيد كه اينك به جاى من ، تدريس مىنمايد فصيحى پس از آن ، از مردم كناره گرفت و با آنان ، مصاحبت ننمود و گاهى كه او را از گوشهگيرى سرزنش مىكردند با ابيات زير به آنان پاسخ مىداد : اللّه احمد شاكرا * فبلاؤه حسن جميل أصبحت مستورا معا * فا بين أنعمه أحول خلوا من الاحزان خف ال * ظهر يقنعنى القليل حرا فلا منّ لمخ * لوق عليّ و لا سبيل لم يشقنى حرص على ال * دنيا و لا أمل طويل سيّان عندى ذو الغنى ال * متلاف و الرجل البخيل و نفيت باليأس المنى * عنّى فطاب لى المقيل و الناس كلّهم لمن * خفّت مئونته خليل - خدا را شكرگزارى مىنمايم و گرفتارى او را به خوبى مىپذيرم . - و درحالىكه از نعمتهاى خداى متعال ، كمال برخوردارى را دارم ، گوشهء انزوا را برگزيدهام . - و پشتم را از بار منت ديگران به آزار نياورده و به اندكى قناعت كردهام . - آرى آزادم و بار منت مخلوق را بر دوش خود هموار نمىكنم و راهى از جهت آنان بهسوى خود باز نمىنمايم . - آز و حرص و آرزوى دراز دل مرا ، تيره نمىسازد . - و ثروتمند و بخيل از نظر من يكسانند . - از هرگونه آرزوئى نااميدم و به اندكى مىسازم و از آن شادم . - و مىدانم كه مردم با افراد سبكبار دوستند . شيخ اجل ابو الفتوح رازى در تفسير فارسيش در ذيل تفسير آيه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ : « بهر اندازه كه از زنان ، متمتع و بهرهمند مىشويد حق آنها را