الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

256

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

و از بعضى از نسخه‌هاى تاريخ رشيدى به دست مىآيد كه در سال 705 هجرى ، تأليف آن به اتمام رسيده است . از همه آنچه يادآورى كرديم ، استفاده مىشود در آن روزگار سه تن از سرشناسان به‌عنوان رشيد الدّين ، شهرت داشته‌اند . 1 - رشيد الدّين آوى ( مترجم حاضر ) كه شاگرد علّامهء حلّى بوده و ظاهرا شيعه است . 2 - رشيد الدّين مؤلف تاريخ رشيدى كه طبيب بوده و ظاهرا سنى است . 3 - رشيد الدّين بنيانگذار ساختمان رشيديه و ربع رشيدى كه از معاصران وزير ، عليشاه « * » ، صاحب طاق مشهور است .

--> - هم دارد كه در وصيت‌نامه‌اش مرقوم داشته است . از مجالس المؤمنين نقل كرده كه رشيد الدّين موجبات تشيع سلطان غازان و شاه خدابنده را فراهم آورده تا آنجا كه نوشته رشيد الدّين ، از اعلام شيعه است و براى مصلحت وقت خود را شافعى قلمداد مىكرده است . در ريحانه الادب ، ج 5 ، ص 219 شرح حال مفصلى از او به نگارش آورده و مىنويسد : در آغاز كار به عطارى ( داروفروشى ) روزگار مىگذرانيده تا سرانجام طبيب خاص سلطان غازان و پس از او طبيب مخصوص شاه خدابنده و وزير او بوده و امور مملكتى را ازهرجهت تحت نظر داشته و گاهى شاه خدابنده در پاره‌اى از امور با وى مشورت مىكرده است و 12 فقره از آثار او را نام برده است و اين رباعى را از او نقل كرده است : پيريم ولى چو بخت دمساز آيد * هنگام وصال و طرب و ناز آيد از زلف دراز تو كمندى فكنيم * بر گردن عمر رفته تا بازآيد رشيد الدّين در فاصله سالهاى 716 تا 718 همراه با فرزند شانزده‌ساله‌اش به سعايت حاسدان و به امر سلطان ابو سعيد به شهادت رسيد . از اين دو مرجع و ديگر مراجع معلوم مىشود كه رشيد الدّين مؤلف جامع التواريخ و بنيانگذار ربع رشيدى وزير و طبيب و كشته دست حاسدان مربوط به يك شخص است و رشيد الدّين آوى و رشيد الدّين همدانى دو تن بوده‌اند . ( * ) فرهنگ معين ، ج 5 ، ص 1204 مىنويسد : عليشاه گيلانى تبريزى در اصل دلال جواهرات بود و سوادى نداشت ولى قابل و كارآمد بود به دربار اولجايتو راه يافت و وزير شد و در عصر ابو سعيد هم وزير بود و موجبات قتل خواجه رشيد را فراهم آورد و پس از قتل وى شش سال وزارت كرد و براثر عدم اطلاع رشته امور مملكتى از يكديگر گسيخت - م .