الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
23
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
هر خبر با قرينهء آن بوده است . اين ابتكار را در ضمن رسالهاى براى فرزندش ( شيخ صدوق ) نوشته و اضافه كرده است كه فقهاى بعد از او به سبب ثقه بودن و پيشوايى او در علم و دين ، در مسائلى كه نصّى براى آنها وجود ندارد اقوال او را حجت شمرده و به آن رساله مراجعه مىكردهاند . مؤلف گويد : شهيد اول در كتاب ذكرى مىنويسد كه فقهاى شيعه فتاوى خود را در صورت فقدان نصّ ، از رسالهء على بن بابويه اخذ مىكنند ، چون در علم و دين مورد اعتماد همهء ايشان است . يكى از شاگردان شيخ على كركى [ شيخ يونس مفتى اصفهان - م ] در رسالهء اسامى مشايخ مىنويسد : شيخ على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى مؤلف رساله و ديگر آثار ، از مشايخ است . و از جعفر بن عبد اللّه حميرى ، از محمد بن على بن عتبه از عبد الرحمن بن هاشم از ابو يحيى از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكرده و نيز از عبد اللّه بن جعفر از عباس بن معروف از عبد السّلام بن سالم از محمد بن سليمان از يونس بن ظبيان از جابر بن يزيد جعفى از حضرت باقر عليه السّلام روايت مىكرده است . ابن بابويه از طرق متعدد و اسانيد بسيار و با توجه به اختلافى كه در طرق حديث داشته ، از ائمه طاهرين روايت مىكرده است . مؤلف گويد : در نسخهء اسامى اشتباهات و غلطهاى فراوانى ديده مىشود . على بن بابويه معاصر با حسين بن منصور حلّاج بوده است و در يكى از رسالههايى كه در ردّ صوفيه تأليف شده است از كتاب الاقتصاد شيخ طوسى چنين نقل كرده است : حلاج در روزگار على بن بابويه به قم سفر كرد و ادعا نمود كه وكيل حضرت صاحب الزمان ( عج ) است ، ابن بابويه از وى دليلى خواست و از آنجا كه براى ادعاى خود دليلى نداشت از سوى او مورد اهانت قرار گرفت و ناچار از قم بيرون رفت و در آنجا نماند . حكايت حلاج را در مجلد دوم ، ذيل شرح حال او خواهيم نگاشت . قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين بعد از حكايت مزبور مىنويسد : از جمله توقيعات شريفهاى كه حضرت امام حسن زكى عسكرى عليه السّلام به شيخ على بن بابويه مرقوم فرموده است ، توقيع ذيل است كه به اين مضمون صادر فرموده است :