الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
181
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
مؤلف گويد : ظاهرا تاريخ كبيرى كه رافعى اظهار داشته هيچيك از دو كتابى كه آقا رضى پنداشته نبوده است ، زيرا فهرست شيخ منتجب الدّين رساله مختصرى بيش نيست و با توجه به اختصار آن نمىتوان آن را مؤيد پنهان داشتن آثار وى به حساب آورد آرى بهطورىكه پس از اين خواهيم نگاشت از عبارت آخر اربعين وى مىتوان به تأييد اندكى دست پيدا كرد . امّا تشيع شيخ منتجب الدّين ظاهرتر از خورشيد جهانافروز و هويداتر از ديروز است و اينكه مؤلف التدوين نوشته « من او را دور تر از مرام تشيع مىدانم » خدا به او نزديكتر از ريسمان گردن است . آرى او به فرمودهء ائمه طاهرين رفتار مىكرده كه فرموده « التقية دينى و دين آبائى » تقيه رويهء من و نياكان من است پس چگونه ممكن است شيخ منتجب الدّين شيعه نباشد و حال آنكه او و نياكانش از دانشوران بنام اماميه بودهاند و همچنين ديگر بستگان او از بزرگان اين مذهب مقدس بشمار مىآيند و خود رافعى هم در ضمن شرح حال او اظهار داشته است : اصل او از مردم قم است و مردم قم از ديرباز از شيعيان بوده و به تشيع شهرت دارند . شيخ معاصر در امل الآمل گويد : شيخ بزرگوار منتجب الدّين على بن عبيد الله بن حسن بن حسين بن بابويه قمى ، فاضلى دانشور و ثقهاى صدوق و محدثى حافظ و راويهاى علامه بوده است . كتاب فهرست او كه به منظور معرفى مشايخ معاصر با شيخ طوسى و متأخران او تا روزگار خودش تأليف شده است مورد توجه بوده است و ما همه آنچه را راجع به معاصران و متأخران نوشته است در اين كتاب ( امل الآمل ) آوردهايم و همين كتاب را محمد بن محمد بن على حمدانى قزوينى از وى روايت كرده ؛ ليكن اين كتاب با همگى ارزشى كه دارد ، مشتمل بر اسامى اندكى از اعلام بوده است ، از اين گذشته در اسامى رجال تشويش و آشفتگى زيادى به كار رفته تا آنجا كه اسامى بسيارى را در غير باب ويژهء خود يادآورى كرده است . من در تأليف اين كتاب به سبك ابن داود و ميرزا محمد ، ترتيب ارزندهاى به كار بردم و كتاب مزبور را به ترتيب كتاب رجال تدوين نمودم و ديگر اسامى را كه در آن كتاب نيامده است از آثار متأخران از او و از اجازات ايشان و آنچه از دانشمندان شنيده بودم و امثال اينها را به آن افزودم .