الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
130
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
اقامت افكند و اندك زمانى زيست كرد و همانجا در سال 1085 هجرى درگذشت . حكايات و افسانههاى بىسابقهء او زياد است خداى متعال ما و او و ديگر مؤمنان را بيامرزاد . از آثار او رسالهاى است در منع از نماز جمعه در روزگار غيبت كه به پارسى تأليف كرده و در پايان آن پارهاى از ملحقات را كه در ردّ بر رساله ملا محمد باقر خراسانى ( محقق سبزوارى ) بوده ، كه نماز جمعه را واجب عينى مىدانسته ، و به پارسى تأليف شده ، اضافه نموده است و در حقيقت ملحقات مزبور رسالهء ديگرى بوده است كه در منع از نماز جمعه تأليف نموده است . و ملا محمد گيلانى معروف به ملا محمد سراب رسالهاى در ردّ رسالهء ملا على رضا مترجم حاضر ، به پارسى تأليف كرده و ادلّه او را با نيروى هرچه تمامتر رد كرده است . و از آثار او تفسير قران كريم است كه به پارسى نوشته است و تفسير مهم و بىسابقهاى مىباشد و ديوان شعر ارزندهاى به پارسى تهيه كرده و رسالهاى در امامت به نام سفينة النجاة كه رسالهء مفصلى است در هند تأليف نموده است « * » .
--> ( * ) از آثار او معراج الخيال مىباشد كه مثنوى مختصرى است و در هند به طبع رسيده و حاشيهاى به پارسى بر حاشيه ملا عبد اللّه نوشته است كه همراه با آن به طبع رسيده و مورد استفاده طلاب منطق مىباشد شرح حال و بخشى از آثار نظمى او در تذكرهها آورده شده است از جمله نصرآبادى كه معاصر با او بود مىنويسد : ملا على رضا تجلى از كدخدازادگان اردكان شيراز بوده و به زيور فضائل نفسانى و كمالات روحانى آراسته بود . در مجلسى كه به سخن مىپرداخته فحول علما قدرت دم زدن نداشتهاند . وى مردى پرهيزكار و محترز از منهيات شرعى بوده است . روزى به من مىگفت برفرضى كه آشاميدن شراب مباح باشد ارتكاب آن از مثل ما جماعت هم نامناسب بود . در اوائل تحصيل به اصفهان آمده از محضر آقا حسين خوانسارى بهرهور مىشد . پس از آن به هند رفته و به تعليم ابراهيم خان فرزند على مراد خان اشتغال ورزيد و مورد توجه وى و ديگر از اميران هند قرار گرفت . در مراجعت از هند به ايران آمد در سال 1072 شاهعباس ثانى يكى از محال اردكان را در اختيار او گذارده و او بيشتر از اوقات را به همراه شاهعباس مىگذرانيد و اخيرا در اصفهان ماندگار شده و به بحث و تدريس مىپردازد از اشعار اوست : از اضطراب كار مهيا نمىشود * سيل از دويدن است كه دريا نمىشود