الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

84

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

است « 1 » . با وجود نسب و كمالى كه داشت به حليهء حسب آراسته بود و در اشعارش « باقى » تخلص مىكرده ، و گفته است : از غايت شهرت احتياج به تعريف ندارد و با همه رتبت كه داشت همواره به رعايت حال درويشان همت مىگماشت . در اوايل ظهور شاه اسماعيل صفوى عهده‌دار وزارت او بود . طولى نكشيد ترقى كرد و وكيل الدولهء وى گرديد و امور حل و عقد و كليهء مهمات مردم به عهدهء او واگذار گرديد . تا آنجا كه همگى امور ملك و مال كه در ايران آن روز به وجود مىآمد به تصويب او مىرسيد تا آنكه در اوايل رجب سال 920 هجرى در هنگام جنگ شاه اسماعيل با تركيه از پاى درآمد ، رحمة اللّه عليه . همان گونه كه پيش از اين اشاره شد ممكن است اين سيد همان مترجم پيش بوده باشد . مولاى جليل جمال سالكان عبد الباقى خطاط صوفى تبريزى عبد الباقى به حسن خط معروف بود و خط نسخ و ثلث را به خوبى مىنوشت . او فاضلى عالم و محقق بود . به مرام صوفيه تمايل فراوانى داشت و در روزگار شاه‌عباس اول مىزيست . از اساتيد او اطلاعى ندارم از آثار او : شرح نهج البلاغة - پارسى و مبسوط - به رويهء ارباب تصوف به انجام رسانيده است . و از قرائن پيداست كه موفق به اتمام آن نشده است . از آثار ديگر او تفسير قرآن مجيد و شرح صحيفهء كاملهء سجاديه است كه شرح

--> ( 1 ) - سام ميرزا اين رباعى را از وى نقل كرده است . مسكن شده كوچهء ملامت ما را * ره نيست به وادى سلامت ما را درويشانيم ترك عالم كرده * اين است طريق تا قيامت ما را و اين شعر كه مصراع اول آن از حافظ است از وى يادآورى كرده است . تا پريشان نشود كار به سامان نرسد * شرط عشق است كه تا اين نشود آن نشود اميدى تهرانى در چكامه‌اى از وى چنين توصيف كرده است . گل بستان بنى فاطمه عبد الباقى * كايد از نكهت او بوى نبى مرسل