الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
79
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
نون در قمن بوده كه اينها را مضمر مىگويند و اسمى كه ظاهر و مضمر نبوده اسماء مبهم است چون هذا و هذه و ذه و تى و هاتا كه اين جمله از پيوندهاى هذه بوده و هذان و تان و أولئك و ذلك و تانك و من و ما و الذى و اىّ و كم و حتى و أين و امثال اينها از مبهماتند . و از آنجا كه بيان حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ويژه زبان عرب بوده ، فرموده است : زبان عرب بر سه قسم است اسم و فعل ، حرف . پس از اين به تعريف هريك از اقسام كلمه پرداخته و به دنبال آن به مشكلترين قاعدهء عربى كه امور مبهمه باشد اشاره فرموده است ، زيرا اسماء ظاهر در مجارى ابواب بدون اشكال مورد توجه قرار مىگيرد و اسماء مضمر از حركت اعراب ممنوع گرديده است و تغييرى كه در آنها به وجود مىآيد براثر تغيير عامل نبوده است بلكه تغيير آنها مربوط به خود آنها مىباشد و همين اسماء مبهمه كه از آنها يادآورى كرديم در حال تثنيه و جمع و تصغير احكام ويژهاى دارند از آن جمله احوال متضاده و شروط مختلفى است كه در نحو به آنها اشاره مىشود و غرض حضرت مولى - از تفاضلى كه در اين خصوص در ميان علما ديده مىشود بيان فرموده - همان بود كه ما بطور اجمال بدان اشاره كرديم . سيد ظاهر بن ابى المفاخر بن ابى العشائر حسينى افطسى منتجب الدّين گويد : وى عالمى متدين بوده است « 1 » . شيخ ابو سليمان ظفر بن داعى بن ظفر حمدانى قزوينى منتجب الدّين گويد : وى فقيهى صالح بود و مراتب علمى را از شيخ ابو على فرزند شيخ طوسى استفاده كرده و اشعارى لطيف سروده است « 2 » .
--> ( 1 ) - امل الآمل ، ج 2 ، ص 140 ؛ فهرست منتجب الدّين ، ص 106 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ج 2 ، ص 140 ؛ همان فهرست ، ص 105 ، پدرش داعى بن ظفر بن على حمدانى است كه شرح حال آن در ترجمهء رياض العلماء ، ج 2 ، ص 301 و فهرست منتجب الدّين ، ص 154 آمده است .