الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
70
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
شد همگى لغات هم مانند اسباب ديگرى كه ريشهء آن از ناحيه انبيا و حكما كه به وحى از خداى عز و جل بود ، پايان پذيرفته است ؛ و در جهان بجز از آيين و رسوم آنان ، رسم ديگرى برقرار نمانده است . بنابراين در روى زمين به غير از رسوم ايشان رسم ديگرى باقى نخواهد ماند و هرگاه آيين ديگرى هم بوده باشد ريشهء اساسى آنها از رسوم آنان سرچشمه گرفته است و بر پايهء آنها بنيان گرديده است . ولى رسمهايى كه بنا شده و تشابه تمامى با حكمت حكما دارد مستحدثاتى است كه در اين امت به وجود آمده است كه آنها از لغت عربى به دست آمده از قبيل نحو و عروض كه هر دوى آنها معيار كلام عرب مىباشد . اين دو بخش تازه از حكماى امت اسلام و ائمهء هدى عليهم السّلام سرچشمه گرفته است . چه آنكه نحو قانون مهمى است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آن را تدوين كرد و در اختيار ابو الاسود دؤلى قرار داد . امير المؤمنين حكيم روزگار خود بلكه پس از رسول خدا ( ص ) رياست حكماى امت اسلامى را بالاستحقاق دارا بود و خداى تعالى استخراج اين علم را به حضرت او الهام فرمود و اين علم تا آن هنگام آشكارا نبود بلكه وديعهاى بود كه در آن موقع احداث شد و راهى كه وديعهگذاران و احداثكنندگان در اين امت ، رفتهاند همان راهى بوده كه پيمبران بزرگوار در ميان ديگر از امتان پيمودهاند و حكمى كه اين عده از افراد به دست آوردهاند از وجود اقدس حضرت محمد ( ص ) استفاده كردهاند و على از ميان همگى امت اسلامى از ويژگى خاصى برخوردار گرديده است . پيمبر اكرم ( ص ) اسرارى را در باطن آن حضرت به وديعت گذارده و بدينوسيله او را بر ديگر از پيروان خود برترى داده است و حضرت او هم تا حدى كه لازم دانسته آنچه را كه فراگرفته است به مستحقان آن اعطا كرده است بهطورىكه مطالبى را به اصحاب سرّ خود آموخته از ديگران پوشيده داشته است و برخى از يافتههاى خود را به همگان از خاصه و عامه فرا داده است . علم نحو از جمله علومى است كه شباهت كاملى به حكمت حكما دارد هرچند اين علم از اسباب ديانت بشمار نمىآيد . اين علم را حضرت مولا على عليه السّلام از لغت عرب استخراج كرد و آن را براى ابو الاسود تدوين نمود . بنابراين مقدمات اين علم