الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

66

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

فيل ، از ابو الاسود دؤلى از حضرت على عليه السّلام روايت كرده‌اند . و سبب اصلى وضع نحو آن بود كه عربها با نبطيها ازدواج كردند و براثر پيوند با آنها فرزندانى به وجود آمد كه زبان آنان را تباه كردند تا آنجا كه دختر خويلد اسدى كه با يكى از نبطيها ازدواج كرده بود ، روزى گفت : « انّ ابوى مات و ترك علىّ مال كثير : پدرم مرد و ما ترك بسيارى از او باقى ماند . در اين جمله « اباى » را « ابوى » و « مالا كثيرا » « مال كثير » بيان كرد . ابو الاسود ، چون به اشتباه الفاظ پى برد علم نحو را وضع كرد . گويند : عربى از يكى از بازاريها شنيد : آيهء شريفهء « . . . أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ . . . » ( توبه / 3 ) را به جرّ مىخواند ، عرب از شنيدن آن ناراحت شد . سر او را شكست وى از او نزد مولا على عليه السّلام شكايت كرد . حضرت پرسيد چرا سر او را شكستى ؟ گفت براى اينكه در هنگام قرائت كلام اللّه كافر به خدا شد ! حضرت مولا على عليه السّلام فرمود : او در خواندن قرائت تعمدى نداشته و در پى آن به وضع علم نحو اقدام فرمود . گويند : ابو الاسود دؤلى در بصره به درد چشم گرفتار شده بود . دخترش دست او را گرفته بود و به پيشگاه حضرت مولا على عليه السّلام شرفياب مىساخت ، در راه گفت : « يا ابتاه ما اشد حرّ الرمضاء » و كلمه اشدّ را به ضم دالّ تلفظ كرد ، يعنى ريگها بسيار گرم است و حال آنكه او مىخواست با ايراد اين جمله شگفتى خود را از گرمى ريگها به اطلاع پدرش برساند . ابو الاسود او را از اداى چنان اشتباهى بازداشت و جريان را به عرض مبارك مولا على عليه السّلام تقديم داشت و به راهنمايى آن حضرت به وضع علم نحو اقدام كرد . در حكايت آمده است كه روزى ابو الاسود در تشييع جنازه‌اى شركت كرده بود ، مردى به وى گفت : « من المتوفى » و كلمهء متوفى را به صورت اسم فاعل ادا كرد . ابو الاسود پاسخ داد « اللّه » يعنى خداست كه جان مردمان را مىگيرد و حال آنكه سؤال او اين بود كه « درگذشته » كيست ؟ ابو الاسود اشتباه او را به عرض مبارك حضرت مولا تقديم داشت و به فرمان آن حضرت به تدوين علم نحو پرداخت . در هر حال حضرت مولا على عليه السّلام مرقومه‌اى كه مقدمات علم نحو را در آن گرد آورده بود به وى