الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
77
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
صائب تبريزى ، در سوگ او چكامهاى سرود ، و در ماه تاريخ او گفت : « آه از دستور عالم واى از سلطان علم » . تا بدينجا خلاصهاى بود ، از آنچه آميرزا حبيب اللّه بن ميرزا عبد اللّه اصفهانى ، در رسالهاى كه به پارسى ، در بيان توصيف و معرفى از وزراى پادشاهان صفوى تأليف كرده ، آورده شده است . ديگرى گويد : پدرش ميرزا رفيع الدّين ، در روزگار شاهعباس صفوى به مقام صدارت نائل گرديده بود ، و فرزندش خليفه سلطان ، در روزگار پدرش متعهد وزارت بود ، و مدت پنج سال در هنگام پادشاهى شاهعباس ، به مسند وزارت برقرار بود ، و همچنان دو سال وزارت او در زمان شاه صفى امتداد يافت تا پادشاه مذكور ، خليفه سلطان را ، از وزارت عزل كرد ، و ديدگان فرزندانش را كور نمود ، و او را به قم تبعيد كرد . سيد در آنجا به مطالعه كتابها و مراجعه آثار اعلام پرداخت ، و كار از دست داده را تجديد كرد . پس از اين براى دومين بار ، كه اوايل جلوس شاهعباس ثانى ، و مصادف با كشته شدن مير محمّد تقى ( ساروتقى ) « 1 » بود ، به
--> تاريخ اصفهان و رى جابرى همين سال را سنه رحلت او نوشته و ديگران نيز ، همين سال را متذكر شدهاند ، سيد على خان در سلافه مىنويسد : سال 1066 درگذشته است - م . ( 1 ) - ساروتقى ، كه نامش ميرزا تقى و ملقب به اعتماد الدوله بوده ، سالها به منصب وزارت برقرار بود ، و آثار خيرى از خود به شرح زير باقى گذارده است : بازار و چهارسو و كاروانسرا و دو مسجد كوچك و بزرگ ، مسجد بزرگش را در سال 1053 هجرى در روزگار شاهعباس باتمام رسانيده است ، عباس نامه مىنويسد : در روز چهارشنبه 20 شعبان ، سال 1055 هجرى قمرى . به توسط جانىخانى ، از پاى درآمد ، و همان سال خليفه سلطان ، از سوى شاهعباس به منصب وزارت نايل گرديد ، و تاريخ او را به نوشته وقايع السنين ، اين مصراع يافتهاند ( باز سلطان ، اعتماد الدوله شد ) . عباس نامه مىنويسد : در سال 1057 هجرى كه شاهعباس ثانى به ساختن عمارت چهل ستون اقدام كرد ، هريك از سرايندگان ، ماده تاريخى گفتند ، از جمله سلطان العلماء اين ماده تاريخ را گفت : ( مباركترين بناهاى دنيا ) ، و همين