الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

59

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

شيخ ابو عبد اللّه حسين بن جبير ( جبر ) معروف به ابن جبر وى ، فاضلى دانشمند و كاملى برومند بود ، و با يك واسطه از ابن شهرآشوب قدّس سرّه روايت مىكند ، از تأليفات او كتاب نخب المناقب است كه نسخهء از نيمهء اوّل آن در نزد ما موجود مىباشد . و ديگرى الاعتبار فى ابطال الاختيار است . اين كتاب را گروهى از اعلام ، از جمله ، نوادهء دختريش ، شيخ زين الدّين ، على بن يوسف بن جبر در كتاب نهج الايمان به وى نسبت داده

--> محمّد تقى استرآبادى كه در آن به سيادت وى تصريح شده نقل كرده و كتاب تحفة الرضويه را از آثار او نام مىبرد و متذكر است كه متجاوز از پنجاه مجلد تأليف ، در پايان آن كتاب فهرست داده است پايان . ليكن بايد گفت معز الدّين اصفهانى و معز الدّين حسينى متحد نبوده‌اند ؛ زيرا از قرينه پيدا است كه معز الدّين اصفهانى در اصفهان و معز الدّين حسينى در مشهد مىزيسته و ديگر آنكه مترجمان ديگر از جملهء مؤلف حاضر به اثرى از او اشاره نكرده تا چه رسد پنجاه مجلد تأليف داشته باشد و در الكنى و الالقاب 3 / 163 مىنويسد : معز الدّين مير محمّد اصفهانى جامع علم و عمل و معاصر با محقق كركى بوده و پس از عزل مير غياث الدّين منصور به امور صدارت گمارده شده است . و در آن كتاب 2 / 90 ذيل احوال شيخ بهايى از قطب الدّين اشكورى نقل كرده است قاضى معز الدّين محمّد كه قاضى القضات اصفهان بوده ، اظهار داشته در يكى از شب‌ها يكى از ائمه طاهرين را در خواب ديدم ، خطاب به من فرمود : كتاب مفتاح الفلاح را استنساخ كن و به آن عمل نما ، پس از آنكه از خواب برخاستم نظر به اينكه چنان كتابى را از كسى نشنيده بودم از علماى اصفهان ، چگونگى آن كتاب را جويا مىشدم ، اظهار بىاطلاعى مىكردند در آن وقت شيخ بهايى كه همراه لشكر به خارج از اصفهان رفته بود وارد اصفهان شد ، از وى جويا شدم گفت آرى در اين سفر كتاب دعايى به نام مفتاح الفلاح تأليف كردم و كسى را از نام آن اطلاع ندادم ، و نسخه آن هم در حال حاضر منحصر به فرد است ، رؤيايى كه براى من اتفاق افتاده بود به اطلاع او رسانيدم ، شيخ گريست و نسخه را در اختيار من گذارد و من نخستين كسى بودم كه آن نسخه را استنساخ نمودم ، پايان . مؤلف ريحانه 4 / 45 پس از نقل رؤياى مزبور مىنويسد : اين قضيه با در نظر گرفتن زمان صدارت معز الدّين ، كه پيش از ولادت شيخ بهايى بوده ، قدرى محتاج به تأمل است . پايان . بايد گفت جاى هيچ تأملى نيست ؛ زيرا شيخ بهايى مفتاح الفلاح را در سال 1025 هجرى قمرى تأليف كرده است ، و پنج سال پس از هنگامى بوده كه قاضى معز به سفر روم رفته پيش از اين اشاره شد ، ممكن است مؤلف ريحانه معز الدّين صدر را ، با قاضى معز مترجم حاضر اشتباه كرده باشد - م .