الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
31
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
اديب بود ، ابن شهرآشوب ، وى در معالم العلماء : ص 149 نام برده است . و او را از سرايندگان اهل بيت معرفى مىنمايد . و اضافه مىكند ابن حجاج ، از دستپروردگان ابن رومى ، و از مردم عجم بوده است . ابن حجاج ، ديوان شعر بزرگى دارد كه در چند مجلد تدوين نموده و امامى مذهب بوده ، و از شعر او ، استفاده مىشود كه از نوادگان حجاج بن يوسف ثقفى به شمار است و اين موضوع منافى با آن است كه وى از مردم عجم باشد ، مگر اينكه در بلاد عجم ، متولد شده باشد ، و يا ثقفى از بردگان عجم است نه آنكه از مردم عجم باشد ، و ما اين معنى را مىتوانيم از پارهاى از اخبار و گزارشهاى احوال او استفاده بنماييم ، از اشعار اوست : و شعرى سخفة لا بد منه * فقد طبنا و زال الاحتشام و هل دار تكون بلا كنيف * فيمكن عاقلا فيها المقام سرودهء من ، داراى يك نوع بىارزشى است و در عين حال سخافت را ، براى سرودهء خود لازم مىدانم ، و خود را بدان خرسند مشاهده مىكنم ، و از هيچگونه شوكت و شكوهى ، باك ندارم ، زيرا مىدانم اينگونه سخافت ، مانند مستراحى است كه وجود آن در منزل لازم است ، ليكن مستراح محل آسايش نمىباشد . از اشعار اوست : و هذى القصيدة مثل العروس * موشحة بالمعانى الملاح و لا بد للشعر من سخفة * و لا بد للدار من مستراح اين چكامهء من ، مانند عروسى است كه به حجلهگاه مىرود ، و به انواع مضامين نمكين آراسته گرديده ، و در عين حال ، خالى از الفاظ سخيف نبوده است ، زيرا همانطور كه منزل ، مستراح لازم دارد ، شعر من هم خالى از الفاظ سخيف نمىباشد .