الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

81

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

پسنديده شهرت داشته است و به طور كلى ترك دنيا گفته و با شيخ على كركى معارضات بسيارى داشته است تا آنجا كه حداكثر ايرادهاى شيخ على در برخى از رسائل ، رضاع و خراج و امثال اين‌ها متوجه به قطيفى بوده است . از اساتيد خود شنيده‌ايم ، آن‌گاه كه قطيفى در كربلاى معلى و يا نجف اشرف بوده است ، شيخ على كركى هم به اعتاب عاليات مشرف مىشود و در پشت قبر مبارك در رواق شريف ملاقاتى ميان اين دو اتفاق مىافتد و در همان اوقات هديه‌اى از سوى شاه‌تهماسب صفوى براى او گسيل مىشود . قطيفى هديه شاه را نمىپذيرد و اظهار مىدارد نيازى بدان ندارم . شيخ على كه از جريان اطلاع پيدا مىكند خطاب به وى مىگويد اين عمل تو خطا بود و با چنين رفتارى مرتكب محظور يا مكروهى شدى و در مقام استدلال اظهار داشته است كه حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام تقديمى معاويه را مىپذيرد و پيروى از آن امام عالىمقام عليه السّلام و تأسى به آن جناب يا واجب است و يا مندوب و ترك تبعيت از آن حضرت يا حرام است يا مكروه ، چنانچه تحقيق اين موضوع در ضمن مسائل علم اصول است ، و اكنون شاه‌تهماسب از معاويه فروتر نمىباشد و تو هم از حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام برتر و عالىمقام‌تر نمىباشى ، شيخ ابراهيم در برابر اعتراض او پاسخى داد . مؤلف گويد ، بديهى است هر دوى آن‌ها دو كوه سر به آسمان كشيده وقار ، و دو پرچم برافراشتهء دانشورى بودند و چون منى شايسته نيست در ميانشان به حكومت برخيزم در عين حال به طور اجمال مىگويم از اعتراض محقق ثانى آثار مغالطه‌اى هويداست و آن را در ضمن وجوهى چند ايراد مىكنيم . 1 - جوايزى را كه حضرت امام مجتبى عليه السّلام از معاويه مىگرفت استيفاى پاره‌اى از حقوقش بوده كه بدين‌وسيله در اختيار درمىآورد ؛ زيرا دنيا و