الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

78

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

در شهر اردبيل نسخه‌اى از ارشاد علامه را ديدم كه علامه و فرزندش به خط خودشان براى او اجازه‌اى نوشته بودند و او هم اين كتاب را بر آن‌ها قرائت كرده بود و خط پدر و فرزند به‌طورىكه معمول اغلب فضلا بوده به خوبى نوشته نشده بود و آن هر دو بزرگوار از وى به نيكى ياد كرده‌اند . اكنون مناسب مىدانم اجازهء ايشان را به عبارتى ايراد كنم ترجمهء صورت اجازهء علامه اين است : اين كتاب را كه به نام ارشاد الاذهان الى احكام الايمان موسوم و در فقه تأليف شده است قرائت كرد شيخ عالم فاضل زاهد پارساترين متأخران تقى الدّين ابراهيم بن حسين آملى خداوند او را حفظ و عمرش را دراز كند . قراءتى كه مشتمل بر بحث و اتقان بود به انجام آورد . و در اثناى قرائت و تضاعيف مباحثت آن مشكلاتى كه در فقه براى او اتفاق مىافتاد از من مىپرسيد و مشكلات او را با كمال وضوح بيان مىكردم و روايت اين كتاب و ديگر آثار و روايات و اجازاتم و همهء كتاب‌هاى متقدمان از اصحاب پيشين خود را ( رضوان اللّه عليهم اجمعين ) به وى اجازه دادم به همان شرايطى كه در اجازات ، معمول است و كتب الحسن بن يوسف بن مطهر ماه محرم سال 709 هجرى حامدا مصليا . ترجمه صورت اجازه فرزندش فخر المحققين رحمه اللّه . قرائت كرد بر من شيخ اجل اوحد دانشور با فضيلت فقيه پارساى محقق رئيس اصحاب تقى الدّين ابراهيم بن حسين بن على آملى ادام اللّه فضله و امتع ببقائه الدّين و أهله كتاب ارشاد الاذهان الى احكام الايمان تصنيف پدرم ادام اللّه ايامه از آغاز تا انجام آن قراءتى كه از مقاصد آن كمال اطلاع را داشت و از مصادر و موارد آن به خوبى آگاه بود و از دقايق آن به شايستگى بحث مىكرد و بدون آنكه از حقايق اسرار آن خبردار شود از موضوعى فراغت نمىيافت بلكه از الفاظى كه متضمن عقايد بود گفتگو مىكرد و دلايل و شواهدى كه شكى در درستى آن‌ها نبود از من درخواست مىكرد و