الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
48
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
ميرزا عبد اللّه بن عيسى افندى با يكى از ورثهء مجلسى كه همين اجزاى اخيرى در هنگام تقسيم كتابهاى مجلسى در سهم الارث او قرار گرفته بود ارتباط نزديكى داشت اجزاى يادشده را از وى عاريه گرفت و آنها را كه كاملا مغشوش و ناخوان بود و هر كاتبى قدرت استنساخ آنها را نداشت از سواد به بياض آورد و پاكنويس كرد و تا زنده بود نسخههاى استنساخ شده خود را پنهان مىداشت و بههمينجهت مجلدات يادشده نسخهبردارى نشد و شهرت پيدا نكرد . و پس از درگذشت ميرزا عبد اللّه ، كتابهاى وى در ميان وارثانش تقسيم شد و من با يكى از ورثهء وى كه اين عده از مجلدات در سهم الارث او قرار گرفته بود ارتباط پيدا كردم نخست از وى درخواست كردم تا مجلدات مزبور را به من بفروشد ، از فروش آنها امتناع ورزيد در ثانى تقاضا كردم تا آنها را به من عاريه بدهد تا استنساخ كنم وى با پيشنهاد ثانوى من موافقت كرد از اتفاقات ، در آن هنگام پولى حاضر نداشتم كه به مصرف استنساخ آنها برسانم خداى تعالى يكى از ثروتمندان را به من مهربان فرمود و از وجوهى كه مىپرداخت از فرصت استفاده كردم و به تمام آن مجلدات پرداختم . از ترجمه نوشتههاى سيد عبد اللّه به دست آمد كه تمام مجلدات بحار در اختيار سيد نصر اللّه بوده است و پس از رحلت سيد ، آثار نفيسى كه داشته از جمله مجلدات بحار به دست وارثانش افتاد و بالاخره مفقود شدند . زهر الرياض مىنويسد : از اجازه كبيره علامه سيد عبد اللّه جزائرى استفاده مىشود كه اصل كتاب بحار و مجلداتى را كه به خط علامه مجلسى بوده در هنگامى كه افندى به عنوان ميهمانى به خانه سيد وارد شده در دست افندى ديده است و حال آنكه خود سيد عبد اللّه از حائرى نقل كرده است كه افندى كتابهاى باقىمانده بحار را پس از استنساخ از ديگران