الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
337
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
و بدينترتيب به دفعات بسيارى از وى ستايش كرده و مقدار زيادى از آثار نظمى او را يادآور شده و به ذكر برخى از آثار يادشده اشاره كرده است . و همچنين شيخ على بن محمّد بن حسن نوادهء صاحب معالم در كتاب الدر المنثور « 1 » به ذكر پارهاى از حالات و اشعار و آثار او كه پيش از اين ياد
--> ( 1 ) - كتاب الدر المنثور ، در اين روزگار در دو مجلد به طبع رسيده و مؤلف پس از شرح حال پدر و نياى خود به بخشى از احوال و واقعات خويش پرداخته و در اين ذيل به منظور تكميل ترجمه صاحب معالم به پارهاى ، از آنچه كه در آن كتاب آمده به حكم اهل البيت ادرى بما فيه اشاره مىكنيم پس از تجليل از مقام جدش مىنويسد : صاحب معالم خوراك بيشتر از يك هفته يا يك ماهش را كه اشتباه از من است تهيه نمىكرده و با فقرا مواسات مىكرده و از تشبه به ثروتمندان خوددارى مىكرده ، با سيد محمّد صاحب مدارك كه خواهرزادهاش بوده ، الفت بىنهايتى داشته است و شريك درس بودند تا به حدى كه هرگاه يكى از آنها به نماز مىايستاد ديگرى به او اقتدا مىكرد و هرگاه يكى از آن دو كتابى تأليف مىكرد جزوههايش را براى تصحيح براى آن ديگر مىفرستاد و پس از آن به موضوعى كه تصحيح شده اتفاق مىكردند و هرگاه مسألهاى از يكى از آن دو سؤال مىشد سائل را به ديگرى ارجاع مىداد . شهيد ثانى علاقه زيادى به سيد على صائغ داشت و متعهد شده بود هرگاه خداى متعال فرزند پسرى به او كرامت فرمايد تربيت و تعليم او را به عهده سيد على صائغ قرار بدهد خداى متعال تعهد او را پذيرفت و صاحب معالم را به او كرامت فرمود وى تحت نظر او بزرگ شد تا مراتب علمى را كه از شهيد فراگرفته بود به او سيد محمّد فراداد و پس از رحلت سيد على به درس مولا عبد اللّه يزدى حاضر مىشد و پس از او به عراق رفت و به درس ملا احمد اردبيلى حضور مىيافت و تقاضا كرده بود من خود آنچه را لازم مىدانم مىخوانم و اشكالاتم را از شما سؤال مىكنم شاگردان ملا احمد شرح عضدى را پيش او مىخواندند و صاحب معالم صفحاتى را به مطالعه برگزار مىكردند شاگردان به آنها مىخنديدند ملا احمد گفت به زودى آنها به شهر خود باز مىگردند و آثار آنها به دست شما خواهد رسيد و چنان شد كه وى پيشبينى كرده بود پس از اندكى شيخ حسن كتاب معالم و منتهى را تأليف كرد و پيش از وفات ملا احمد اثر او به عراق رسيد و شاگردان بسيارى داشت از جمله پدرم شيخ محمّد و سيد نور الدّين و شيخ نجيب الدّين و شيخ حسين بن ظهير و امثال ايشان كه ذكر نام از همه آنها موجب تطويل است . خليفه سلطان گفته بهطورى كه شنيدهام صاحب معالم در هنگام تأليف معالم و منتقى درگذشته و جاى شگفتى نيست كسى كه انديشه و تحقيقش در حد چنان تأليفى باشد هرگاه در حين تأليف آنها از دنيا برود و از جمله تأييداتش آن بود هرگاه يكقلم در دوات مىزد بيست يا سى سطر با آن مىنگاشت و علاوه بر آثار خودش ، كتابهاى زيادى از ديگران استنساخ كرده است سالى كه صاحب معالم به خانه خدا مشرف شده بود به اصحابش گفت -