الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

333

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

غايب بشود ليكن از خاطر من غايب نخواهد بود و همواره در آن جلوه‌گر است . و تو و اندوه زيادى كه از فقدان تو دارم هر دو در خاطر من سكنى گزيده‌اند . و بر ديدگان ما لازم است كه همواره از فقدان تو بگريند و از اين راه به ديگر راه‌ها باز نگردند . اى قبر حر ، مردى را دربر گرفته‌اى كه در ميان خردمندان از موقعيت ويژه‌اى برخوردار بود . او بود كه از پستان بخشش شير خورده و آن‌چنان كه كودك از پستان شير مىخورد و گوشت بدن او از جود و كرم برد . خداى متعال تو را از باران رحمت خودش سيراب سازد و در هركجا كه هستى ابر بخشايش را بر تو بباراند . شيخ حسن صاحب معالم مىنويسد ، در يكى از اوقات شيخ محمّد حر با ارسال اشعار زير درخواست كتابى از من كرده و اشعار مزبور اين‌هاست : يا سيدا جاز الورى فى العلى * اذ حازها فى عنفوان الشباب طاب ثناه و ذكا نشره * اذ طهر العنصر منه و طاب يسأل هذا العبد من منكم * و طولكم ارسال هذا الكتاب لا زلت محفوظا لنا باقيا * مر الليالى او يشيب الغراب اى بزرگوارى كه ، در بلندمقام بر ديگران برترى يافته‌اى و از روزگار جوانى بدين مقام رسيده‌اى . و شايستهء هرگونه ستايش بوده‌اى بلكه ، پايه ثناگويى ، براثر وجود تو ارزش يافته است . اين بنده از راه منت دارى ، از شما مىخواهد اين كتاب را به او اهدا كنيد . پايدارى و ابقاى تو ، تا شب به روز مىپيوندد و كلاغ به پيرى مىرسد ، آرزوى من است . صاحب معالم گفته ، در پاسخ او ابيات زير را ارسال داشتم : يا من اياديه لها فى الورى * فيض تضاهى فيه و دق السحاب و يا وحيد الدهر انت الذى * تكشف عن وجه المعانى النقاب من ذا يجاريك به نيل العلى * و قد علا كعبك فوق الرقاب