الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

330

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

از مرده دانش در شگفتم كه چگونه ضايع مىماند و مقدارش در ميان مردم مجهول است . و حال آنكه ، مانند مرده خود آن‌ها به وجوب كفايى لازم است كه به احكام او بپردازند ، و فرمانش را بپذيرند ، آرى بر مردم لازم است ، كه مردهء خود را در گور دفن كنند و بپوشانند و نيز بر آن‌هاست كه فرمان مرده دانش را آشكار و منتشر سازند . و از اشعار اوست : و لقد عجبت و ما عجب * ت لكل ذى عين قريرة و امامه يوم عظي * م فيه تنكشف السريرة هذا و لو ذكر بن آ * دم ما يلاقى فى الحفيرة لبكى دما من حول ذا * لك مدّة العمر القصيرة فاجهد لنفسك فى الخلا * ص فدونه سبل عسيرة آرى ، در شگفتم اما شگفتى از انسانى كه چشم بينا دارد ندارم . زيرا در پيش‌روى او روز بزرگى است كه در آن روز باطن همه مردم هويدا مىگردد . و هرگاه آدمىزاد از آنچه در گور درمىيابد خبردار شود ، از بيمى كه بدان گرفتار مىشود تمام مدت عمر كوتاه خود را خون خواهد گريست . اكنون در خلاصى از آن هنگام كوشش كن كه راه‌هاى بس دشوارى در پيش دارى . در ضمن قصيده‌اى گفته است : و الحازم الشهم من لم يلف آونه * فى غرة من مهنا عيشه الخضل و الغمر من لم يكن فى طول مدته * من خوف صرف الليالى دائم الوجل و الدهر ظل على أهليه منبسط * و ما سمعنا بظل غير منتقل و هذه سنة الدنيا و شيمتها * من قبل تحنو على الاوغاد و السفل فاشدد بحبل التقى فيها يديك فما * يجدى بها المرء الّا صالح العمل و اركب غمار المعانى كى تبلغها * و لا تكن قانعا منهن بالبلل