الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
320
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
در لباب گويد : « دارابجرد » ، به فتح دال مهمله و سكون الف پس از آن ، را و الف و باء ساكن و جيم مكسور و راء ساكن و آخر آن دال بىنقطه . از ابن حوقل نقل شده است : دارابجرد شهرى است كه آن را « دارا » بنيان نهاده و سور و خندقى دارد و آبهاى زيادى در آن جارى مىباشد و در آبهاى آن گياهى مىرويد كه هرگاه بر اندام شناورى بپيچد كمتر اتفاق مىافتد از غرق شدن نجات پيدا كند . و در وسط شهر كوهى است قبهمانند كه به كوههاى اطراف خود اتصالى ندارد و در ناحيه دارابجرد كوههايى است ، از نمك به رنگهاى سفيد و سياه و قرمز و زرد و سبز ، و از اين نمكها انواع غذاهاى مخصوص تركيب مىدهند و به شهرها روانه مىدارند . در مشترك گويد ناحيه دارابجرد از بزرگترين شهرستانهاى فارس است . در عزيزى گويد ، در نواحى دارابجرد معدن موميا و معدن زيبق وجود دارد . ابن حوقل گويد ، از آثار شگفتآور فارس ، كوهى است در ناحيه شاهپور كه بر روى آن صورتهاى پادشاهان و مرزبانانى كه در عجم شهرت داشته و همچنين تمامى پيران آتشكدههاى پارس منقوش شده است . او گويد ، در شهر ارجان ، در دهكدهء طريان چاهى حفر شده كه بنا به قول مردم آن سرزمين ، كسى به كف آن نرسيده است و آبى از آن مىجوشد كه
--> - مجموعهاى مىباشد ( و شايد اين كوه همان باشد كه در متن ذكر گرديده است ) و در يك طرف قله كوهى است به نام قدمگاه و كوه ديگرى است به نام پهنكوه ، در بعضى از جاهاى خندق كه مملو از آب است انبوهى از گياه پيچك وجود دارد كه از آب سر برآورده و كسى كه در آن پيچك بيفتد به دشوارى نجات پيدا خواهد كرد . نقش داراب از آثار قديمى دارابجرد است و مسجد سنگى نيز از آثار دارابجرد كه معبدى در كوه حفر شده و گويند آن را دختر دارا بهوجود آورده و اكنون عبادتگاه مسلمانانست . شرح اين معبد در آثار عجم به تفصيل آورده شده است - م .