الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

317

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

اذا أشرف المحزون من رأس قلعة * على شعب بوان استراح من الكرب هرگاه ، انسان اندوهگين ، از بلندى به دره بوان نظر اندازد از هرگونه كدورتى رهايى پيدا مىكند . در لباب گويد : نوبندجان نام شهرى است از سرزمين فارس . مهلبى در عزيزى گويد ، شهرهاى فارس به جهت جنوب و شمال منقسم مىشود . شهرهاى جنوبى مشتمل بر دشت‌ها ، و شمالى مشتمل بر شهرهاى كوهستانى است و از شهرهايى كه در دشت است ، ارجان و نوبندجان و مهروبان و سنبير و كازرون و استخر و بيضا و دارابجرد است . يكى از بصرىها گفته ، مسافرى كه از سيراف حركت مىكند از ساحل دريا عبور مىكند و مسير او منتهى مىشود به بندخان ، و آن قريه‌اى است در يك منزلى سيراف . سپس از بندخان به جانب ناوبند حركت مىكند و ناوبند شهر آبادى است كه مسير دو روز راه از بندجان دور مىباشد . سپس ده منزل در كنار دريا حركت مىكند تا به كيش مىرسد و فاصله ميان جزيره كيش و هرمز كه در دريا واقع شده به اندازه سه روز راه است . مهلبى در عزيزى گويد ، از شيراز تا سيراف شصت و اندى فرسخ راه جنوبى است و از شيراز تا اصفهان هفتاد و دو فرسخ شمالى است . ابن حوقل گفته است : در ميان فارس و سيستان و خراسان و ديگر شهرها ، بيابانى است كه اين شهرها را دربر گرفته است و اين بيابان از جهت غربى حدود قومس ( دامغان و سمنان ) و رى و قم و كاشان ، و از طرف جنوب كرمان و فارس و مقدارى از اصفهان ، و از جانب شرق ، مكران و بخشى از سيستان و از سوى شمال ، حدود خراسان را در خود جاى داده