الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

240

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

ذو الفقار ( كه در همسايگى ماست ) مىباشد ، نوشته شده و در صدر احاديث يادشده ، چنين مرقوم گرديده است : حديث كرد ما را شيخ امام عالم منتجب الدّين فريد علما ابو محمّد حسن بن ابى على حسن سبزوارى ادام اللّه توفيقه در روز پنجشنبه 23 ماه ذي حجة الحرام سال 569 هجرى در شهر رى « 1 » و او گفته ، خبر داد ما را شيخ عالم زين الدّين شمس الطائفه هبة اللّه بن نافع ابن على تا به آخر . پس از آن ، اجازه‌دهنده يادشده ( منتجب الدّين سرابشنوى ) در حاشيه همان صفحه به خط شريف خود چنين نگاشته است . اين احاديث را كه عبارت از احاديثى است كه حسن بن ذكروان فارسى ، از حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام روايت كرده و جمعا پانزده حديث مىشود به انضمام خبر ذات القاقل ، قاضى امام اجل بهاء الدّين فخر الاسلام زين الطائفة ابو الفتوح محمّد بن احمد بن محمّد ، معروف به وزيرى به سماع آن‌ها اقدام كرده و به وى اجازه داده‌ام تا آن‌ها را هرگاه كه بخواهد و دوست داشته باشد به مصداق اجازه‌اى كه از من دارد روايت كند و كتب الحسن بن ابى على الحسن السانزوارى در ماه صفر سال 570 هجرى . مؤلف گويد : بنا بر آنچه منتجب الدّين نوشته و خود را به عنوان سانزوارى معرفى كرده پيداست كه سانزوارى به عينه همان سبزوارى است براى اينكه يا هر دو كلمه دو لغت فصيح و صحيحى هستند كه در نسبت به شهر سبزوار از شهرهاى خراسان به كار رفته و يا سبزوار لغت فصيح و سانزوار لغت نادرست است چنان‌كه « توريز » نسبت به تبريز لغت نادرست و تبريز لغت صحيح و فصيح است « 2 » .

--> ( 1 ) - اكنون كه به ترجمه اين شرح مىپردازم روز چهارشنبه 23 ذيحجه سال 1404 هجرى است و از حسن اتفاق از تاريخ فوق تا به حال 835 سال گذشته است . اللهم احشرنا ، مع محمّد و آل محمّد و آتنا فى الدنيا حسنة و فى الآخرة حسنة و قنا عذاب النار - م . ( 2 ) - على بن زيد بيهقى در تاريخ بيهق مىنويسد : سبزوار از بناهاى ساسويه پسر شاپور و آنجا را در آغاز كار ساسويه آباد مىگفتند و پس از آنكه شهرى بزرگ و آباد شد مردم ، آن را