الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

224

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

مردم هويدا مىشود و ماه شب چهارده‌اى است كه تاريكىها را بر طرف مىگرداند . شاخه راستى و صداقت است كه براثر نمو پىدرپى به آخرين مرتبه عاليه نايل آمده است آرى ! شاخه‌هاى ولايت حضرت پيمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله همگى در نشو و نمايند . اوست كه بىدرنگ و با انديشه مردانگى و ولايت خويش حق را از باطل جدا مىسازد . و از همه امور باخبر است و ستارهء تابانى است كه به امر خدا غروب ندارد . بارى ، اينان همان اولياى برحقى هستند كه حضرت صاحب جلالت و كرم ، ايشان را حجت خود قرار داده است . مسعودى در مروج الذهب به بخشى از احوال و آثار ابو تمام اشاره كرده و او را به بزرگى ستوده و اضافه كرده است : به دنبال درگذشتش ، سرايندگان در مرثيه او چكامه‌ها سرودند از جمله ، حسن بن وهب در سوگ او گفته است : فان تسأل بما فى القبر منى * حبيبا كان يدعى لى حبيبا لبيبا شاعرا فطنا اديبا * اصيل الرأى فى الجلى أريبا ابا تمام الطائى إنّا * لقينا بعدك العجب العجيبا و أبدى الدهر أقبح صفحتيه * و وجها كالحا جهما قطوبا هرگاه از من بپرسى كه چه شخصيتى در قبر خوابيده است ، خواهم گفت : حبيب است كه دوست من بود . او خردمندى بود سراينده و هوشمند و اديب و انديشهء با اصالت داشت و به اتفاق همگان در دانايى يكتاى عصر به شمار مىآمد . اى ابو تمام طائى ! پس از درگذشت تو به گرفتارى بس شگفت‌آورى ، دچار شديم . آرى با از دست دادن تو روزگار ، روى كريه خود را به ما نشان داد و با چهره‌اى كه سراسر آن را اخم و ترش‌رويى و بدقيافه‌اى فرا گرفته بود با ما روبرو شد .