الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
105
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
يكاد يحكيك صوب الغيث منكبا * لو كان طلق المحيا يمطر الذهبا و الدهر لو لم يخن و الشمس لو نطقت * و الليث لو لم يصل و البحر لو عذبا هرگاه ، طلق آب شده كه قابل اكسير است طلا ببارد ابر بارانى سيم خواهد ريخت . و هرگاه روزگار ، موقع جدايى را نزديك نسازد و خورشيد به طلوع خود ، دل عالم را به دست آورد و برج اسد به شكار برجهاى ديگر درنيايد و آب دريا به خوشگوارى خويش باقى بماند تا به آخر . از آثار اوست در نكوهش همدان : همدان لى بلد أقول بفضلها * لكنّها من أقبح البلدان صبيانها فى القبح مثل شيوخها * و شيوخها فى العقل كالصبيان همدان شهر من است و بر من است كه از شهر خود سخن بگويم و موقعيت آن را اثبات كنم ، ليكن بايد اعتراف كنم كه همدان از زشتترين شهرهاست ؛ زيرا پسران آن از زشتى همانند پيرمردانش ، و سالخوردگانش در خردمندى همتاى كودكانند . ابن خلكان مىنويسد : بديع الزمان سال 398 هجرى در هرات مسموم شد و درگذشت و بعضى هم گفتهاند ، وى سكته كرد و او را بلافاصله دفن كردند و اتفاقا در گور افاقه پيدا كرد و صداى او شبانه از سوراخى كه به منظور اطلاع از افاقه او تعبيه شده بود به گوش رسيد و پس از آنكه قبر او را نبش كردند ديدند ، در حالى كه محاسن خود را در دست گرفته از بيم گور از دنيا رفته و راهى يوم النشور شده است . ثعالبى در يتيمة الدهر بديع الزمان را از سرايندگان صاحب بن عباد به شمار آورده و از وى ستايش كرده است . مؤلف گويد : بديع الزمان در سرعت ذهن و قوت حافظه ، آيتى بوده است ، و هرگاه قصيدهاى را كه مشتمل بر صد بيت بود مىسرود ، بلافاصله همه آن