الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني
63
رياض العلماء وحياض الفضلاء
أولياء سرمايه نجات است . ( الانصاف ) بدست خود تفسير بيضاوى نوشتهام پايبندم شده است « وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ » « 1 » نه همراه مىتوانم گرداند نه علاقة مىتوانم از آن برداشت ، يقين ميدانم كه عن قريب در معرض بيع من يريد شئ قليل فروخته خواهد شد ، پس علم يقين را در اين راه مرتفعى نبوده است ، اللّه تعالى عين اليقين را نصيب طالبين گرداند بحرمة الواصلين إلى حق اليقين . ( الرمز ) بند بندم مىلرزد از تعقل آن چيزى كه تمناى صادقان را فرض عين است « فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » « 2 » ومدار بر اغماض عين است با آنكه يقين ميدانم كه عاقبت مؤمنان ومحبان آل محمد صلّى اللّه عليه وآله بخير است ، تعيشم در دنيا مثل تعيش زندانيان ومحبوسان است ، پس از خلاص شدن از زندان اين چه خوف واين چه بيم است « رحم اللّه امرءا عرف قدره » ، اينست حال من ومقدار من . ( المقصود ) غرض از نوشتن اين چند كلمه كه زبانزد هر بزرگ وكوچك است نه قصد افاده است كه نسبت به ملازمان آن جناب توهم اين داعيه محض كفر است ونه غرض دانش واظهار معرفت خود است كه قطره را با درياى محيط خودنمائى دليل جهل است ، بلكه مطلوب آنست كه خود را بدينوسيله بخاطر فيض مآثر آن عالىمقدار كه هرگز از خانهء محبتم قادر آمده است قدم بيرون ننهاده است : اى قدم ننهاده هرگز از دل تنگم برون * حيرتى دارم كه چون در هر دلى جا كردهاى
--> ( 1 ) سورة الشورى : 30 . ( 2 ) سورة الجمعة : 6 .