سلطان محمد مطربي سمرقندي

79

تذكرة الشعراء ( فارسي )

شبى به خلوت عاشق اگر رسد جبريل * نه حد اوست كه زنجير در بجنباند سرود درد سرايد دلا چو مطرب غم * به جاى زخمه در او نيشتر بجنباند حجاب مهر نه هربو الهوس دهد تحريك * طريقه‌اى است كه صاحب‌نظر بجنباند چو « مطربى » شده‌ام مست عشق آن طفلى * كه مهد عزّت او را قمر بجنباند « 1 » * * * دل كه بسيار نامرادى ديد * شكر بارى كه روى « شادى » ديد در نهايت به راحتى برسد * هركه او رنج در مبادى ديد هرچه دل ديد از نكوييها * همه از نيك‌اعتقادى ديد جان به بازار عشق بُرد رقيب * جنس خود را عجب كسادى ديد « مطربى » عاقبت مرادى يافت * گرچه بسيار نامرادى ديد « 2 » * * * زهى ضمير منير تو چون طليعهء خاور * شكسته رونق جام جهان‌نماى سكندر تويى كه بر فلك فضل آفتاب منيرى * ز نور فضل تو گرديده كاينات منوّر ادب ز رتبهء قدرت نمونه‌اى است مگر * حسب ز نسخهء فضلت نشانه‌اى است مقرّر به مِهر ، مُهره زده چهر را سپهر چو كاغذ * كه منشآت ضمير تو را نموده محرّر نمونه‌اى است ز تحرير كلك و شكل دواتت * به ديدهء خرد آب حيات و چشمهء كوثر به قطر مركز فضلت نمىشود متساوى * محيط دايرهء نُه رواق گنبد اخضر رخ سخن چو نگارم چو « مطربى » به صفايت * كه هرچه گويم از آنى هزار مرتبه برتر « 3 » * * * باز دل سر مىكشد از خط فرمان هوس * دست صبرم پاره مىسازد گريبان هوس

--> ( 1 ) . مأخذ پيشين ، ش 23 ، در استقبال از غزل اشكى سمرقندى . ( 2 ) . همانجا ، ش 59 . اين غزل را مطربى براى ملا ميرزا شادى شاعر سروده است . ( 3 ) . همانجا ، ش 187 .