سلطان محمد مطربي سمرقندي

74

تذكرة الشعراء ( فارسي )

خواهم چه گويم « مطربى » از جان دعاى دولتش * برّم سر بدخواه را « گو عمر و دولت پايدار » « 1 » * * * فريدون زمان خاقان اعظم * به جنّت بُرد رخت استقامت شهنشاهى كه از فرط عدالت * جهان را كرد آبادان تمامت بسان مرغ در ماه رجب رفت * از اين محنت‌سراى پرملالت نشانى از قيامت ماتم اوست * به پيش ديدهء اهل سلامت چو جُستم از خلايق سال فوتش * همه گفتند : « قايم شد قيامت » « 2 » * * * اى دل هزار حيف كه اندر بسيط خاك * آن‌كس كه بود خاتم افضال را نگين ذاتش كه بود جامع مجموعهء كمال * بر مسند رسول خدا بود جانشين سال وفات او چو بجستم ز « مطربى » * در گريه گشت و گفت « كه كو فخر اهل دين » « 3 » * * * به تشريفات شاه دين جهانگير * به حمد اللّه شدم آخر مباهى زر و دستار و اسب و زين و خلعت * به من انعام شد از لطف شاهى ز بهر اين عواطف سال و تاريخ * رقم زد عقل « تشريف الهى » « 4 » غزل‌ها مطربى به‌عنوان شاعرى غزل‌سرا ، داراى غزل‌هايى است كه بنابر آنچه از گفته‌هاى خود وى ، در تذكرة الشعرا و خاطراتش ، برمىآيد ، در طول زندگى ، غزل‌هاى فراوانى گفته

--> ( 1 ) . تذكرة الشعرا ، ش 215 ، كه براساس شرح مطربى ، مطابق 996 مىباشد . ( 2 ) . مأخذ پيشين ، ش 1 ، در مدح و تاريخ وفات عبد اللّه خان شيبانى ازبك كه جملهء « قايم شد قيامت » به حروف ابجد مساوى 1006 مىباشد . ( 3 ) . خاطرات مطربى ، ص 7 ، مقدمهء مطربى كه معادل سال 1025 قمرى است . ( 4 ) . همانجا ، ص 21 كه معادل با 1036 قمرى مىباشد .