سلطان محمد مطربي سمرقندي

739

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 331 ] غايبى سمرقندى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] غايبى سمرقندى ، به « شاه حسين اسقاطى » شهرت داشت . خالى از اهليّتى نبود ، فامّا عجايب مفلس و مفلكه بود . با وجود فلاكت‌مآبى ، اشعار پاكيزه و دلپذير از او سر برمىزد . معمّا را عجب خوب مىشكافت و اسم مقصود را بىذكر مىيافت . سنش از شصت متجاوز بود . روزى قسم ياد كرد كه در اين مدت عمر خود هرگز مالك دو تنگهء خانى نشده‌ام و به توكّل عمرم گذشته و كارم به نيكى نكشيده و نيز غم هم نخورده‌ام ! گفتم عجب احمد بيغمى بوده‌اى ! گويا اين بيت تركى در وصف توست : مطلع : عشق اهلى ارامند يك غم شيفته سعى كم دور * مجنون منيك آلميدا بير احمد بيغم دور گفت : بيت : نيم ملول كه كارم نكو نشد بد شد * شودشود ، نشود گو مشو چه خواهد شد صبحدمى بر لب حوض مزار فايض الانوار حضرت شيخ ابو المنصور ما تريدى كه مشهور به « چاگرديزه » است به جهت نماز بامداد وضو ساخته ، پايش لغزيده ، افتاده ، چون شنا نمىدانسته ، ماهى حياتش ، غرق بحر ممات گرديده ، اين مطلع از اوست : مطلع : بهارى آن گل رو ز آب حيوان سبز و خرّم شد * خط خوبى به دور حُسن تو شاها مسلّم شد در همانجا مدفون است .