سلطان محمد مطربي سمرقندي
701
تذكرة الشعراء ( فارسي )
شكر مىگويم كه گشتم عاقبت از يمن بخت * كامجو دى كامران امشب ، سحرگه كامياب حسن روزافزون آن خورشيد عارض برده گوى * شب ز مه دوش از هلال و صبحدم از آفتاب بخت فرّخ بين كه همچون « خالصى » بوسيدهام * دى پى و دوشينه سمّ مركب ، امروزش ركاب و اين غزل را ملّا قرشى اينچنين گفته . « 1 » [ 310 ] خفايى مروى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] خفايى مروى ، شاگرد ملّا واصلى است . بعضى او را « جفايى » مىگفتند . در بخارا در مجمعى اين مطلع از او نقل افتاد : نه از خورشيد عالمتاب دور چرخ گلگون است * كه خون كشتگان عشق دامنگير مجنون است
--> ( 1 ) . در اصل اين غزل نوشته نشده است .