سلطان محمد مطربي سمرقندي

693

تذكرة الشعراء ( فارسي )

در گفتن هجو نيز ، طبعش دقّت مىكند و بعضى از شعراى ستم ظريف زمان را هجو كرده و از آن جمله در شأن شمسى چنين گفته : شمسى كون خر تو را دهن مىماند * دستار سر تو با كفن مىماند مثل تو دراز ازرقى نيست به دهر * گويا كه قدت به اير من مىماند [ 305 ] خواجگى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] خواجگى ، عيسوى مذهب است و در بازار ابريشم‌فروشان ، ابريشم‌فروشى مىكند . اين غزل از گفتار اوست : غزل : در فراق تو خرابم چه كنم ؟ * روز و شب بىخوروخوابم چه كنم ؟ از دل و ديده منِ خاك نهاد * بىتو در آتش و آبم چه كنم ؟ مىخورد يار به اغيار شراب * من از اين غصّه كبابم چه كنم ؟ زاهد از ميكده منعم تا كى * مخلص بادهء نابم چه كنم ؟ مىكنم « خواجگى » از يار سؤال * ندهد يار جوابم چه كنم ؟